رادیو امروز شما


بخش دوم مصاحبه با کوثر اسبانی 

ذره بین: این کوثر اسبانی، بنظر من میرسه که شکنجه شده. کوثر اسبانی آدمیه که قرص میخوره؛ کوثر اسبانی آدمیه که اسبانیه، چه جوری این داستان شکنجه توی زندگی تو تاثیر گذاشت؟ 

 کوثر اسبانی: والله، خیلی سوال پیچیده ای کردی شما.  ببینید این مسئله زندان رفتن؛ اصلن یک چیزیه که من بطور کلی دوست ندارم بهش برگردم. 

 ذره بین: البته حق با تو هست. اما مردم میخوان بدونن این کوثر اسبانی که اینقدر از خود گذشته است، و اینقدر فعاله، چطوری با این تن و بدن شکسته و خرد و خمیر و کیسه دواهای رنگین از این ور تورنتو میدوه به اون ور تورنتو ، اُکویل میره، بر میگرده تورنتو، میره می سی ساگا و برمیگرده اُکویل، همینجور…

 کوثر اسبانی: ببین این کوثره! من وقتی تصمیم بگیرم و اراده کنم، بال و پرم را باز میکنم. در حد جهانی، من میتونم قرصهام را بذارم توی کوله پشتیم، سوار دوچرخه ام بشم اگر احتیاجی باشه، حتی لگد و چوب بخورم از این مردم، از بغل ماشین رد بشم، یارو داره  درِ ماشینشو باز میکنه، بزنه و منو بندازه زمین و لِهَم کنه، اینها هیچکدام مهم نیست، چرا که تکّه های من پا میشن.  توی زندان نشسته بودم و این تصمیم را گرفتم. آقا توی زندان یکی تصمیم میگیره که وقتی از زندان بیاد بیرون اونجاش رو گاز بزنه، منهم نشتستم توی زندان  تصمیم گرفتم و بخودم هم گفتم: «که تو وقتی میائی ازاین زندان بیرون، باید بین المللی بشی». 

 ذره بین: خب اینرا همینجا نگه دار، این مسئله اینرا میرسونه که تو آدم اسبی هستی، کلن. و این خیلی کاراکتر خوبیه، چون یک هنرمند باید اسبی باشه، اما من دقت کردم دیدیم خیلی ازمردم حساسیت نسبت بهت دارند، خیلی از مردم بهت حسادت میکنن، بخصوص بلاگرهای ایرانی، فکر میکنی علت این تنگ نظریهای مغرضانه چیه؟

  کوثر اسبانی: خب شما در نظر بگیرید که چی هست که بهش حسودی نکنند؟ اگرقرار به خوشگلی باشه، که خودمم. اگرقرار باشه که یک ژیگلو توی این شهرباشه که منم، اگر قرار باشه که یک آرتیست قیافه و اِفِه بیاد که من این کار را بهتر از هر کسی انجانم میدم. من باور کنید نمیخوام راجع بهش حرف بزنم، ولی خیلی از خانواده های ایرانی بخاطر عشق دخترانشان و یا پسرانشان به من، قربانی داده اند. نمیخوام اصلن راجع به این چیزها حرف بزنم. ببین این قرصهائی که من میخورم علتهای زیادی پشتشون خوابیده، منهم نمیخوام در موردشون حرفی بزنم.
 
ذره بین: حالا دارم برت میگردونم به جائی که دشمنی بین یکسری از بچه هائی که توی رادیو آینده هستند و بچه هائی که توی رادیو دیروز، که تو هم جزئی ازشون هستی، فکر میکنی چرا این دشمنی بین این دو رادیو اتفاق افتاده؟  
 
کوثر اسبانی: بله همه با هم گهگداری قلیان میکشیم اونهم بخاط اینکه دوست داریم یک موقعها یاد این بکنیم که ایرانی هستیم. بالاخره یک چیزهای خوبی هم در ایران داشتیم. مثلن شما فکرش را بکن دیگر قلیان یک چیزی که هر ایرانی آن را میشناسه…

 ذره بین: بله توی تاریخ ایران را هم که نگاه کنین خانمهای حرمسراها، مردان قداره کش، آدمهای قلندرقهوه خانه ای، حتی اعیان و اشراف هم قلیان میکشیدند.  
 
کوثراسبانی: بله. اون مسئله قلیان کشیدن را بگذارین به پای اعتیاد. همه آدمها اعتیاد دارند. 
 ذره بین: پس کوثر اسبانی امشب و در این رادیو اعتراف کرد که معتاده.

کوثر اسبانی: نه، آقای عزیز، نه. من اگر اعتراف بکنم که معتادم که نمیتونم دوچرخه سواری کنم. معتاد نیستم اما یک گهگداری دودی میزنیم و به یاد گذشته ها حالی میکنیم.  

ذره بین: پس بگذار کوثر اسبانی را اینجوری تعریف کنم، که کوثر اسبانی که از بچه های رادیو دیروزه با بچه های رادیو آینده هیچ مشکلی نداره چون آدم ورزشکاری هست و ذهن و روح سالی داره. 

کوثر اسبانی: ببینید، مشکل داریم و نداریم، بستگی داره اولن. درسته که ما همه مون اسممون ریفورمیسته.ولی همموم خب دنبال ریفورم چیزهای مورد علاقه خودمون هستیم. هر کسی داره یک چیزی را ریفورم  میکنه، اما چی را داره ریفورم میکنه؟! 

ذره بین: از حقوقت راضی هستی؟  

کوثر اسبانی: شما تصور کنین که اگر راضی نبودم ، چطوری میتونستم خونه بخرم. 

 ذره بین: راستی میگن قیمت خونه توی اُکویل یکذره بالا رفته، الان وقت خوبی نیست که اون خونه بفروشی و بیای تورنتو؟؟   

کوثر اسبانی:  بیینید من تو اینجور چیزها اصلن خودم را قاطی نمیکنم. چون من بحمدالله، با کمک فاطمه الزهرا خونه خریدم. و من تو شرایطی نبودم که اصلن حوصله اینرا داشته باشم که خودم را درگیر اینجور چیزها کنم. پول هست، الحمدالله پول هست، از تصدق سرشما، امام، آقا گنجی، پول هست، همه چیز دیگر هم هست.   
ذره بین: پس میرسیم به بحث کوثر اسبانی معلمی که در یک مدرسه غیر انتفاعی درس میداده، حقوق خوبی هم گرفته؛ هنربندی که حقوق خوبی میگیره و پول خوبی هم در میاره. داستان این صبحونه خوردن شما و ژانبون خوریت چیه؟ البته با توجه به اینکه بیشترین صبحونه ها رو با کانادائی ها میخوری، میخواستم بگی این صبحونه ها به چه قیمتی برات تموم میشه؟ 
 
کوثر اسبانی: ببینید البته الان این مسئله ژانبون را مطرح کردید که همین فردا من میتونم بخاطر همین مسئله کلی مشکل داشته باشم. در نظر بگیرین که من یک آدم رفورمیستم. ممکنه یک روزی بلند بشم بیکن بخورم و روز بعدش ممکنه همون بیکن را حرام بدانم. شما اینرا در نظر داشته باشین که من مطابق رویه «روزانه» عمل میکنم.

 ذره بین: با یک سوال خیلی کوچک بحث امروز را خاتمه میدهم. چون میدانم که تو باید بری، چون داشتی به من اشاره کردی که باید بری..

کوثراسبانی: آخه برنامه ام شروع میشه. 

ذره بین: اتفاقن منم اون یکی برنامه ام داره شروع میشه. کارگردان برنامه هم اون یکی برنامه اش بزودی شروع میشه… 
کوثر اسبانی: الحمدالله، هممون مشغول هستیم…  

ذره بین: همه یک برنامه ای داریم که در حال شروع شدن هست. در یک کلمه کوثر اسبانی (اون مرد خوش تیپی را که با ژستهای ژیگولوهای لاله زاری وا میسته و عکس میندازه، و خیلی هم بهش میاد و واقعن برازنده اش هست)را چگونه تعریف میکنی ؟

کوثر اسبانی: ببینید، شما وقتی عکس منرا میبینید، اولین چیزی را که باید متوجه بشید اینه که من یک قسمتی از صورتم را به شما نشان میدهم؛ همه را نشان نمیدهم. من آدمی نیستم که همه چی را نشان بدم. اگر همه چی را بهت بدهم تو باید سوبله اش را بمن بدی. من رو اسبی نکنید لطفن. این کوثری از اوناش نیست که شما میشناسید، این کوثری بچه ایه که حواسش جمع کارهاش هست. وقتی به شما فقط نصف صورتش را نشان میده چون نمیخواهد همه چیز را در مورد خودش به شما بگه، چون لزومی نداره که شما همه چیز را بدانید و یا مردم بدانند. که چی بشه؟  

 ذره بین: فکر میکنی، زن تو آدم خوشبختیه؟ این سوال رو بعنوان آخرین سوال میپرسم.   
کوثر اسبانی: ببینید باز دومرتبه شما وارد اون حیطه ای شدین، اون قسمتی از صورت کوثره که هیچوقت کوثری نخواسته به کسی نشون بده. و حرف زدن راجع به این موضوع بقدری منرا اسبانی میکنه که باید یکدونه از اون قرصهام رو از کیفم بیرون بکشم و بندازم بالا. 

 ذره بین: با پوزش از کوثر اسبانی، کارگردان برنامه داره از پشت دیوار به من مچ دستشو نشون میده که یعنی» بابا بجنب و سر و ته این مصاحبه رو هم بیار.» این کارگردان برنامه ما بهر حال آدم معروفیست. همانطوریکه خودت میدونی، ممد آقا جنیتور تی. وی. اُ هم هست. من خودمم هم که خودت میدونی بعد از این برنامه شیفت شبم شروع میشه و باید برم کارخانه برای بسته بندی کالا. فقط این کوثر اسبانی هست که داره میره تا شام را در کنار فرماندار انتاریو صرف کنه. شب خوشی را برات آرزو میکنم.    

کوثر اسبانی: بهمچنین، بحمدالله.     

گوبین

Advertisements

 تا دقایقی دیگرمیتوانید به خواندن بخش دوم مصاحبه با کوثر اسبانی مشغول شوید.

قربان شما

اولین مصاحبه رادیو امروز شما را با معرفی شخصیتی بسیار خوشنام و شهیر آغاز میکنیم. کوثر اسبانی را همه میشناسید و با کارهایش آشنا هستید. او هنربندی خلاق، انسانی پیچیده و بسیار کاریزماتیک است که ازهواداران بسیاری نیز برخوردار است. بعضی از ایرانیها او را دوست دارند، و عده ای هم چشم دیدنش را ندارند، بعضی هم بخاطر مصلحت روزگار یک چپق دوستی با او کشیده اند. بهر حال، همه فکر میکنند که او را میشناسند در حالیکه او، کوثر اسبانی، خود را در این مصاحبه بگونه ای تعریف میکند که بسیارخواندنی است. پس اینهم مصاحبه رادیو امروز شما با هنربند غربت نشین، کوثر اسبانی. 

ذره بین: کوثر اسبانی عزیرم، از چه سنی فهمیدی که استعداد خارقالعاده ای در تمام زمینه های هنری داری؟ 

کوثر اسبانی:  اِهِن، اِهِن. ببخشید دودش پرید تو گلوم. عرض شود خدمتتان که من خیلی بچه بودم، فکر میکنم حدود 2 و یا 3 ساله بودم که بخاطر اینکه در خانواده ای بزرگ شدم که امکانات بسیار بود و من بعدها فهمیدم که معنی «داشتن امکانات» چیه، هر کاری را که خواستم انجامش دادم. شما تصور کنید من زبان فرانسه را در یک سالگی آموختم و در چهار سالگی تافل زبان انگلیسی را با بالاترین نمره پَس کردم.  

ذره بین: معذرت میخوام کوثر جان، مجبورم کاتت کنم، چون داشتی به صحرای کربلا میزدی، و خب ما هم وظیفه رادیوئی مان حکم میکند که ازهدر رفتن وقت مصاحبه حتی المقدور جلوگیری کنیم. برای همین برمیگردم به سوال اول.  کوثر عزیز برای خوانندگان این رادیو سوال مهم اینه که آیا وقتی در شکم مادرت بودی فهمیدی استعدادهای درخشان ات یک پس ازدیگری شکوفا میشود، یا زمانیکه سر خشت افتادی؟ 

کوثر اسبانی: اِهِن، اِهِن. معذرت میخوام بذارید یک قَلَپ کافی بخورم شاید لوله هام باز شد (یک قلپ، دو قلپ، سه قلپ. نه بابا کوثر حسابی تشنه اش بود همه فنجان قهوهِ حسابی جوشیده را سر کشید!). بله، تا اونجائی که یادم هست درشکم مادرم بودم که الهامات غیبی و مکاشفات ملکوتی دریافت میکردم و خودم میدانستم که چرا دارم میام به این دنیا، چی میخواهم بشم و چرا. 

ذره بین: یعنی منظورت اینه که مثلن آثار هنریت را به وضوح میدیدی، و یا میدانستی که «کمدی کش» هستی، و یا خودت را روی پرده سینما سکوپ توی شکم مادرت میدیدی؟  

کوثر اسبانی: ببین شاید همه اینها بود و چیزهای دیگری هم بود. شاید هم خیلی چیزهای دیگر بود! بعضی چیزها را نمیشه زیاد توضیحشون داد. دیگر متوجه بشید منظورم چیه!؟

 ذره بین: کوثر جان از آنجائی که تو از نوابغ بسیار مشهور ایران هستی که عکست، تصویر کارهایت، عکس سبیلت و خلاصه همه چیزت همه جا هست، بعنوان یک آدم مشهور چه احساسی داری؟ 

کوثر اسبانی: ببینید. والله( مکثهای طولانی) میگن زیاد باز هم کم است. البته امیدوارم چشمتون شورنباشد؛ یکوقت خدای نکرده از فردا نیفتم به پِرت پِرت. چون میدونین که خیلی ها چشم دیدن من را ندارند، که البته این مربوط به حسادت ذاتی این افراد است. منم که یک آدم آرتیست مسلکم و حساس، زود بهم بر میخوره.  خودتون میدونید که ما ایرونیها خدای حسادتیم، معروف بودن و سرشناس بودن و بالای همه اینها هنربند بودن بلا نسبت برای آدمیزاد هم دردسر بوجود میاره. همونطور که خودت میدونی، همه در حّد من نیستند.

ذره بین: کوثر جان در رابطه با خانم بزرگ میخواستم برای خوانندگان این رادیو توضیح بدهی. 

کوثر اسبانی: ایشان همانطوریکه وظیفه دارند، لباسهای من را میشورند. اطو کشی میکنند. عرض شود به خدمت شما، منکه نمیدانم تو خونه چه خبره؛ همه کارها را ایشون باید انجام بده. ولی در مورد غذا درست کردن ایشون؛ ببینید آقا من فقط خورنده ام. کاری ندارم که غذا بد بود یا خوب بود؛ اگر غذا بد باشد خب طبیعتن شرمندگی اش برای خانوم بزرگه نه کوثر اسبانی. اما یک چیزی را هم به شما بگم و اونهم اینه که اگر قرار باشه که کوثر اسبانی همه چیز را برای همه تعریف کنه که دیگه کوثر اسبانی نیست!  

خوانندگان گرامی، توجه فرمائید، توجه فرمائید. بدلیل دراز بودن طول مصاحبه مذکور، دنباله این مصاحبه را در شبهای بعد خواهید خواند.

ذره بین

آقا ما بدقول نیستیم، بخدا. فقط ضبط یک برنامه رادیوئی خیلی وقت گیره. د رهر صور داریم تلاش میکنیم که مصاحبه با»کمدی کش» مشهور شهر را بزودی–یعنی تا آخر امشب–بروی این بلاگ چاپ کنیم. به حق جدم که از خجالتتون در بیاییم.

 

گوبین

فقط اینرا به حضورتان برسانم که رادیو امروزِ شما، رادیوئی است غیر وابسته و صد در صد مستقل. ما نه از کسی پولی میگیریم و نه کسی به ما پولی میدهد! این رادیو گوش کردنی نیست، اما خواندنی است. و خواندنی بودن این رادیو بخاطر اینست که گردانندگان این رادیو از جمله مسضعفان آواره اند که آه در بساط ندارند. در عین حال اینرا هم بگویم که این رادیو فارسی زبان توسط  شبکه «سه بی بی» بروی اینترنت پخش میشود. اولین گفت و گوی مهم این رادیو که تا چند ساعتی دیگر به نظرتان خواهد رسید را اختصاص به معروفترین «کمدی کش» این ینگه دنیا، جناب کوثر اسبانی داده ایم. باشد که این گزارش خواندنی مورد لطفتان قرار گیرد.