قدیمیهای ما می گفتند «آدمی که ذات اش نیکوست و الفبای آدمیت را از بر میداند، خوش چهره است وبر دل نشستنی» (دوستان توجه داشته باشند که خوش چهرگی در اینجا به معنای زیبایی بر و رو نیست).

…و من  با دلی آشوب، خیره به تصویر احمدی نژاد می نگرم و هر کار می کنم نمی توانم کنجی در این محنت سرا برای او و امثالهم بیابم! رویم را بسوی شازده می چرخانم و مطلب را با او در میان می گذارم. سرش را به چپ و راست می چرخاند و به سیاق دراویش خودش را می تکاند و صدای تلویزیون را پایین می آورد و ناله سر می دهد که، «من به همه لجاره و دریوزگان این نظام حساسیت دارم. دیدن تصویر و یا شنیدن نام این منقلبین بی ثبات، از بزک کرده های امروزی تا مومنان دیروزی، از مصدقیون سر بهوا تا چپی های مستقل و متصل، همه این بظاهر انسان-نما-یانِ بی هویت، دل من را آشوب می کنند، حالا تو چسبیده ای  به احمدی نژاد، شبانی که جانشین خلیفه شد؟!»

 …و صد البته، بقول همان قدیمیهای عاقل، «حقیقت جای کتمان ندارد».

 ذره بین

Advertisements