نگوییم به ما چه مربوط است که در ترکیه چه می گذرد؟ باورکنید این مهم به همه «ما» مربوط است، همانگونکه خلالوش اسلامی به همه «ما» مربوط بود، همانگونکه اشغال عراق به «ما» ربط داشت، همانگونکه زایش طالبان در افغانستان به «ما» مربوط می بود. اگر رویمان را هم از حقیقت برگردانیم، حقیقت از ما روی برگردان نیست! سرنوشت ایران را در این سی سالی که گذشت در نظر داشته باشید، دگرگونی هایی را که در افغانستانِ اشغالی بوقوع پیوسته را خوب بسنجید، به اوضاع رقت بار پاکستانِ اسلامی با دقت بیشتری نگاه کنید. نترسید از اندیشیدن، برای روانتان هوده دارد که با نگاهی دیگر به همه چیز نگاه کنید. هر چه در آن قسمت از آسیا نفوذ اسلامیون افراطی بیشتر باشد شمار اسلامیون دموکرات پرست نیز به همان اندازه  بالا میرود، و کم کم آثاری از من و شما باقی نخواهد ماند!

شازده که به اخبار ترکیه را بدقت دنبال می کند می گفت، «سی سال پیش که با طالبان در افغانستان، با حکیم در عراق، و با خمینی در ترکیه ملاقات کردند قرارشان بر این شد که در آینده نزدیک ترکیه را نیز ضمیمه ی امپراتوری اسلامی سازند. امروز در ترکیه ی لائیک، مسلمانان دموکرات همان کاری را می کنند که فردا جهان آماده باشد تا با جهاد اکبر مواجه شود. حال پرسش من اینست: با واتیکان و کانتربوری چه خواهند کرد؟ و چگونه از پس <<صهیونیست جهانی>> برخواهند آمد؟»

با سپاس از سرباز کوچک گرامی برای آگاهی به من و شما!

ذره بین

Advertisements