من از خوانندگان روزنامک بودم. نمی گویم هر روز به این تارنما سرمی زدم (الکذابُ کلب. دروغ گو سگ است—از فرمایشات یکی از نوابغ اسلامی) اما دست کم، هر چند یکبار سرکشی به این تارنما را در برنامه آخر هفته ام گنجانیده بودم. از مطالبی که مورد بحث بود، از مصاحبه هایی که با بزرگان و اهل هنر و ادب و تاریخ انجام می شد، از خواندن پژوهشهایی که بصورت نوشتاری در این تارنما می آِمد، از همه اینها لذت می بردم؛ یکجور احساس «غرور ملی» در من می جوشید، آنهم در این غربت سرد و یک دلخوشی وصف ناپذیر دلم را روشن می کرد، و به ایران می بالیدم. روزنامک که با پشتکار مسعود و نیلوفر لقمان پا به دنیای اینترنتی گذاشت، خیلی از غربت نشینان باورشان شد که همه ایرانیان جاسوس و مزدور نیستند، و خیلی از ایرانیان در تلاشند تا آنچه را که از ایران باقی مانده به بهترین گونه نگهدارند و در این راه از برخورد با هیچ خونخواری نمی ترسند. (اصلن و به نظر من ایرانی اینقدر خونخوار دیده که دیگر از خوانخواران ترسی ندارد، فقط قدری بی انگیزه است که تلاشهای هزار ساله اش یکجورهائی، توسط نوکران و مزدوران، لجن مال شده.)

باری، روزنامک «در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی» بکار بود، و در این راه متحمل زحماتی بود که، توسط قانونمندان اسلامی، بر دوش گردانندگانش گذاشته شده بود. و سرانجام نیز بر پایه همان «قوانین جمهوری اسلامی» دربش پلمپ شد! و هیچ کس هم نپرسید، چرا؟! خودتان میدانید که حکومت جانوران اسلام زده در ایران با چه شدت و حدتی در پی شکار ایرانیان است، که این رسم جمهوریخوان مسلمانیست که با نام «ایرانی» از نخستین روزهای بدست آوردن «قدرت» تا به امروز جز زور و ستم  نکرده اند.  باری، روزنامک را «تعطیل» کردند، اما بار دیگر خود را رسوا کردند، و آوای بی شرمی سر دادند. اکنون ببینید که دلایل (احتمالی) این تعطیلی چیست:

1)      «دستور مراجع قانونی جهت مسدود سازی وبلاگ»

2)      «تخطی از قوانین استفاده سایت»

3)      «انتشار محتوای غیر اخلاقی یا محتوایی که بر اساس قوانین کشور تخلف است»

 درباره سه «جرم» فوق هیچ نخواهم گفت، که از قدیم کفته اند آنچه را که عیان است حاجتی  به بیان نیست. خودتان عاقلید و با سواد، و به خلقیات جمهوری اسلامی هم آگاه. رژیم «عدل اسلامی» همین بختک هیولاوشی است که بروی ایران افتاده و تا نسل کشی نکند دست از سر «ایران و ایرانی» بر نخواهد داشت. و تعطیلی روزنامک ( و مانند روزنامک ) هم از جمله ترفندهایست که برای خفه کردن ایرانی بکار می برد. اما، در عجبم از اینکه چرا بلاگرهای حقوق بشری پر شور و شر هیچ اشاره به این تعطیلی نکردند. در واقع در دنیای مجازی هیج کس، تا آنجا که من آگاهم، لام تا کام از هم نگشود که «چه بر سر روزنامک آمد؟» اگر هم وبلاگی لب از لب گشود، صدایش از ته چاه اینترنتی در آمد و به گوش همگان نرسید!

من با اندوه  از تعطیلی روزنامک می گویم، چرا که روزنامک با دقت و ظرافت تمام اداره می شد و گلچینی از آثار پژوهشگران و ادیبان و بزرگان را در اختیار خوانندگانش می گذاشت و از ویژه گی هایش «غیر سیاسی» بودنش بود در انتخاب مطالب گرانقد در زمینه فرهنگ، تاریخ، و تمدن ایران. تا آنجایی که من میدانم، روزنامک سیاسی نبود اما بسیار ایرانی بود، به هیچ حزب و گروهی وابستگی نداشت و تنها جرمش این بود که در راه بیداری ایرانی و سربلندی ایران تلاش می کرد.

ذره بین

 

Advertisements