گزیده بیانات امام(ره) پیرامون ولایت مطلقه فقیه

كدخبر: ۷۹۳۱۴

تاريخ: ۰۹ دي ۱۳۸۸ – ۲۳:۱۷

نقش ولايت فقيه در حكومت اسلامى‏

من به همه ملت، به همه قواى انتظامى، اطمينان مى‏دهم كه امر دولت اسلامى، اگر با نظارت فقيه و ولايت فقيه باشد، آسيبى بر اين مملكت نخواهد وارد شد. گويندگان و نويسندگان نترسند از حكومت اسلامى، و نترسند از ولايت فقيه. ولايت فقيه آن طور كه اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده‏اند به كسى صدمه وارد نمى‏كند؛ ديكتاتورى به وجود نمى‏آورد، كارى كه بر خلاف مصالح مملكت است انجام نمى‏دهد، كارهايى كه بخواهد دولت يا رئيس جمهور يا كس ديگرى بر خلاف مسير ملت و بر خلاف مصالح كشور انجام دهد، فقيه كنترل مى‏كند، جلوگيرى مى‏كند».

پاراگرافی را که از نظر گذراندید، از جمله «فرمایشات» بانی «ولایت فقیه» است. از این نکته میگذرم که چگونه یک عده «تحصیل کرده» و «روشنفکر» سرنوشت مُلک خود را سپردند دست آدمی که نمیدانست چگونه حرف بزند، و تنها به ذکر یک نکته اکتفا می کنم. کسانی که بدنبال دشمنان خاک و بومشان میروند، و سنگ ایشان را به سینه می کوبند، در نهایت جز خائن نیستند و سزائی جزء نابودی ندارند. ولایت فقیه نیز مانند بقیه «ایسم» های منفور و ضدبشری به عمق زباله دان تاریخ پرتاپ خواهد شد.  ننگ بر آنانیکه از جمهوری ضد ایرانی و اسلامی که به پشتیبانی دشمنان ایران و قدرتمندان جهانی سایه شومش را بر سر ایران و ایرانیان افکنده است، پشتیبانی می کنند و آنرا حکومتی قانونی و اصلاح پذیر می دانند.

…و بقیه «فرمایشات»

بر خلاف مسير اسلام و ملت حركت نكنيد

شما از اسلام نترسيد، از فقيه نترسيد؛ از ولايت فقيه نترسيد. شما هم مسير همين ملت را طى كنيد و با ملت باشيد، حساب خودتان را از ملت جدا نكنيد؛ ننشينيد پيش خودتان طرح بريزيد و پيش خودتان برنامه درست كنيد. شما بايد دنبال ملت باشيد. بايد هوادار ملت باشيد. شما اين قدر اشكال به برنامه‏هاى اسلامى نكنيد. شمايى كه از اسلام هستيد لكن از اسلام درست اطلاع نداريد، مُسْلِم هستيد لكن از احكام اسلام درست مطلع نيستيد، شيعه هستيد لكن از احكام ائمه- عليهم السلام- درست مطلع نيستيد؛ اين قدر كارشكنى نكنيد. ملت رأى داده است به جمهورى اسلامى، همه بايد تبعيت كنيد؛ اگر تبعيت نكنيد محو خواهيد شد. بر خلاف مسير ملت، بر خلاف مسير اسلام، راهى را پيش نگيريد، گمان نكنيد كه آن طرحى را كه اسلام داده است موجب نابودى اسلام مى‏شود. اين منطق، منطق آدم ناآگاه است.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 59

خودتان را پيش ملت مفتضح نكنيد!

نگوييد ما ولايت فقيه را قبول داريم، لكن با ولايت فقيه اسلام تباه مى‏شود! اين معنايش تكذيب ائمه است؛ تكذيب اسلام است و شما مْن حَيثُ لَا يَشْعُر اين حرف را مى‏زنيد. بياييد دنبال ملت كه همه با هم به جمهورى اسلامى رأى داده‏اند و در مقابل آنها يك عده، يك عده بسيار معدود، يك از صد، يك و نيم از صد، با اينكه همه قواى خودشان را جمع كردند رأى خلاف دادند. شما تبعيت بكنيد از اكثريت قريب به اتفاق ملت، تبعيت بكنيد از اسلام، تبعيت بكنيد از قرآن كريم، تبعيت بكنيد از پيغمبر اسلام، مخالفت نكنيد اين قدر. از مجلس خبرگان كناره‏گيرى نكنيد. اين كناره‏گيرى از ملت است؛ كناره‏گيرى از اسلام است. كارشكنى نكنيد براى مجلس خبرگان، كه اين بر خلاف مسير ملت است؛ بر خلاف مسير اسلام است. خودتان را پيش ملت مفتضح نكنيد. بايد از شما كار صحيح انجام بگيرد؛ وقتى ملت شما را بر خلاف مسير خود دانست طرد مى‏كند. آگاهانه عمل كنيد، آگاهانه حرف بزنيد.

اغتشاشات داخل كشور به دست بيگانگان‏

آنها دست برنمى‏دارند از ايران، نه از طرف شرقيها و نه از طرف غربيها، و با هركوششى كه دارند مى‏خواهند نگذارند كه اين مملكت سر و سامان پيدا بكند. همه شلوغيهايى كه الآن درست مى‏كنند با دست آنها دارد درست مى‏شود، همه جا آشفتگيهايى كه پيدا مى‏شود با دست آنها درست مى‏شود و پيدا مى‏شود كه نگذارند يك آرامشى بشود و يك سامانى پيدا كند مملكت.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 69

شرايط ولىّ فقيه‏

شما بعدها مبتلاى به اين هستيد، دانشگاه كه باز بشود، مبتلاى به يك همچو اشخاصى هستيد كه گاهى با صورت اسلامى وارد مى‏شوند و همين مسائل كه حالا مثلًا طرح مى‏كنند كه بايد ولايت فقيه مثلًا نباشد اين ديكتاتورى است، و حال آنكه اگر يك فقيهى در يك مورد ديكتاتورى بكند، از ولايت مى‏افتد پيش اسلام. اسلام هر فقيهى را كه ولىّ نمى‏كند، آن كه علم دارد؛ عمل دارد؛ مَشْى او مَشْى اسلام است، سياستش سياست اسلام است، آن را براى اين است كه يك آدمى كه تمام عمرش را در اسلام گذرانده و در مسائل اسلامى گذرانده و آدم مُعوجى نيست و صحيح است اين نظارت داشته باشد به اين امرها، نگذارد كه هر كس هر كارى دلش مى‏خواهد بكند. اينها گاهى وقتها با همين صورت‏سازى كه مثلًا مى‏خواهند چه بشود و به ديكتاتورى مى‏رسد و ديكتاتورى عمّامه و عصا و نمى‏دانم از اين حرفهايى كه تزريق كرده‏اند به آنها و ديكته كرده‏اند و اينها هم همان را پس مى‏دهند. مثل بچه‏ها كه يك چيزى را دهنشان مى‏گذارند پس مى‏دهند، اينها هم از آن قبيل هستند. شما از اين به بعد ان شاء اللَّه وقتى كه دانشگاهها باز بشود، مبتلاى به اين مسائل هستيد و بايد با هوشمندى و با مطالعه و با مشورت بين خودتان افرادى را كه مى‏بينيد يا به اسم آزادى و نمى‏دانم اين حرفها، كه مى‏خواهند يك آزادى خاصى در كار باشد، دلبخواهى در كار باشد، نه آزادى مطلق، يا به اسم دمكراسى و امثال ذلك، الفاظ جالبى كه در هيچ جاى دنيا معنايش پيدا نشده تا حالا، هر كس براى خودش يك معنايى مى‏كند، به اين طور چيزها گرفتار هستيد كه اينها مى‏خواهند عمل بكنند.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 72

اهميّت ويژه ولايت فقيه‏

به حرفهاى آنهايى كه بر خلاف مسير اسلام هستند و خودشان را روشنفكر حساب مى‏كنند و مى‏خواهند ولايت فقيه را قبول نكنند [اعتنا نكنيد] اگر چنانچه فقيه در كار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است. يا خدا، يا طاغوت، يا خداست، يا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد، غير مشروع است. وقتى غير مشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بين مى‏رود كه به امر خداى تبارك و تعالى يك كسى نصب بشود. شما نترسيد از اين چهار نفر آدمى كه نمى‏فهمند اسلام چه است؛ نمى‏فهمند فقيه چه است؛ نمى‏فهمند كه ولايت فقيه يعنى چه. آنها خيال مى‏كنند كه يك فاجعه به جامعه است! اينها اسلام را فاجعه مى‏دانند، نه ولايت فقيه را. اينها اسلام را فاجعه مى‏دانند، ولايت فقيه فاجعه نيست. ولايت فقيه، تَبَع اسلام است.

چشم‏هايتان را باز كنيد! اهل خبره چشمشان را باز كنند. كسانى كه با ولايت فقيه مخالفت مى‏كنند بر خلاف اين چيزى كه ملت آنها را تعيين كرده است عمل مى‏كنند.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 221

اگر متوجه به لوازم اين معنا باشند، مرتد مى‏شوند!

اين قدر تبعيت نكنيد از اين غربيها، از اين شرقيها. كافى است ظلمى كه به ما تا كنون شده است. باز هم بايد ما زير بار ظلم برويم؟ باز هم از زير بار اسلام مى‏خواهند خارج شوند؟ يك مسئله «تشريفاتى!» بله، آقايان بعضيشان مى‏گويند مسئله ولايت فقيه يك مسئله «تشريفاتى» باشد، مضايقه نداريم. اما اگر بخواهد ولىّ، دخالت بكند در امور، نه، ما آن را قبول نداريم- حتماً بايد يك كسى از غرب بيايد دخالت بكند؟!- ما قبول نداريم كه يك كسى اسلام تعيين كرده او دخالت بكند. اگر متوجه به لوازم اين معنا باشند، مرتد مى‏شوند! لكن متوجه نيستند.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 223

مخالفت با اسلام در قالب مخالفت با ولايت فقيه‏

به صورتهاى مختلف با اسلام مخالفت مى‏كنند. در مجلس خبرگان به مجرد اينكه صحبت ولايت فقيه شد، شروع كردند به مخالفت. حتى در آخر اين اخيراً، در همين دو روز ـ سه روز پيش از اين، در يكى از مجالسشان اين منحرفين، اينهايى كه از اسلام هيچ اطلاع ندارند، اينهايى كه مخالف با اسلام هستند، در مجلسشان گفتند كه اين مجلس خبرگان بايد منحل بشود! و ديگران هم دست زدند براى آن يا تظاهر كردند. اينها از مجلس خبرگان مى‏ترسند، براى اينكه مجلس خبرگان مى‏خواهند ولايت فقيه را اثبات كنند. مجلس خبرگان مى‏خواهند تصويب كنند آن چيزى را كه خداى تبارك و تعالى فرموده است، و اينها از او مى‏ترسند. اينها خيال مى‏كنند كه اگر چنانچه ولايت فقيه پيش بيايد، قضيه قُلدرى پيش مى‏آيد و ديكتاتورى پيش مى‏آيد. در صورتى كه در اسلام اين حرفها نيست. خير، اينها حرف مى‏زنند.

اينكه مى‏گويند كه ديكتاتورى پيش مى‏آيد، نه اين است كه ندانند اين طور نيست؛ لكن اينها از اسلام متنفرند. اينها بايد بفهمند اين را كه تا اين محراب و منبر هست و تا اين خطابه‏خوانها و اين اسلام و مسلمين و اين بازار اسلام و اين جوانان مسلمان هستند، نمى‏توانند كارى بكنند. اينها بايد بفهمند اين را كه در خدمت رژيم سابق يا در خدمت اربابهاى رژيم سابق دارند كار مى‏كنند. اگر فهميده هستند، از روى فهم مى‏كنند، خائن هستند. و اگر چنانچه از روى بى‏اطلاعى و جهالت است، جاهل هستند.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 308

ولايت فقيه، همان ولايت رسول اللَّه (ص)

قضيه ولايت فقيه يك چيزى نيست كه مجلس خبرگان ايجاد كرده باشد. ولايت فقيه يك چيزى است كه خداى تبارك و تعالى درست كرده است. همان ولايت رسول اللَّه هست. و اينها از ولايت رسول اللَّه هم مى‏ترسند! شما بدانيد كه اگر امام زمان- سلام اللَّه عليه- حالا بيايد، باز اين قلمها مخالف‏اند با او. و آنها هم بدانند كه قلمهاى آنها نمى‏تواند مسير ملت ما را منحرف كند. آنها بايد بفهمند اينكه ملت ما بيدار شده است، و مسائلى كه شما طرح مى‏كنيد ملت مى‏فهمد، متوجه مى‏شود، دست و پا نزنيد! خودتان را به ملت ملحق كنيد. بياييد در آغوش ملت. قلمهاى شما از تفنگهاى آن دمكراتها به اسلام بيشتر ضرر دارد. نطقهاى شما به اسلام ضررش بيشتر از آن توپهايى است كه آنها به جوانان ما مى‏بندند و تفنگهايى كه آنها مى‏بندند؛ ضررش به اسلام بيشتر است، براى اينكه آنجا دشمن معلوم است، و شما به صورتهاى مخفى به ميدان مى‏آييد. قلمهاى شما از سرنيزه‏هاى رضا خان بدتر است براى اسلام! و شما مضرتر هستيد از رضا شاه و محمد رضا براى اسلام، براى اينكه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم مى‏شناختند آنها را، مخالفت مى‏كردند با آنها، مقاومت مى‏كردند؛ شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفدارى از خلق مسلمان، بر خلاف اسلام داريد عمل مى‏كنيد.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 309

تبعيت ولى فقيه از قانون‏

شما از ولايت فقيه نترسيد، فقيه نمى‏خواهد به مردم زورگويى كند. اگر يك فقيهى بخواهد زورگويى كند، اين فقيه ديگر ولايت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حكومت مى‏كند. پيغمبر اكرم هم تابع قانون بود، تابعِ قانون الهى، نمى‏توانست تخلف بكند. خداى تبارك و تعالى مى‏فرمايد كه اگر چنانچه يك چيزى بر خلاف آن چيزى كه‏ من مى‏گويم تو بگويى، من ترا اخذ مى‏كنم و وَتينَت را قطع مى‏كنم! به پيغمبر مى‏فرمايد. اگر پيغمبر يك شخص ديكتاتور بود و يك شخصى بود كه از او مى‏ترسيدند كه مبادا يك وقت همه قدرتها كه دست او آمد ديكتاتورى بكند، اگر او يك شخص ديكتاتور بود، آن وقت فقيه هم مى‏تواند باشد. اگر امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- يك آدم ديكتاتورى بود، آن وقت فقيه هم مى‏تواند ديكتاتور باشد. ديكتاتورى در كار نيست، مى‏خواهيم جلوى ديكتاتور را بگيريم.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 311

هدف از ولايت فقيه‏

ولايت فقيه، ولايت بر امور است كه نگذارد اين امور از مجارى خودش بيرون برود. نظارت كند بر مجلس، بر رئيس جمهور، كه نبادا يك پاى خطايى بردارد. نظارت كند بر نخست وزير كه نبادا يك كار خطايى بكند. نظارت كند بر همه دستگاهها، بر ارتش، كه نبادا يك كار خلافى بكند. جلو ديكتاتورى را ما مى‏خواهيم بگيريم، نمى‏خواهيم ديكتاتورى باشد، مى‏خواهيم ضد ديكتاتورى باشد. ولايت فقيه، ضد ديكتاتورى است؛ نه ديكتاتورى. چرا اين قدر به دست و پا افتاده‏ايد و همه‏تان خودتان را پريشان مى‏كنيد بيخود؟ هر چه هم پريشان بشويد و هر چه هم بنويسيد، كارى از شما نمى‏آيد. من صلاحتان را مى‏بينم كه دست برداريد از اين حرفها و از اين توطئه‏ها و از اين غلطكاريها! برگرديد به دامن همين ملت. همان طورى كه توصيه به دمكراتها كردم، به شما هم مى‏كنم، و شما و آنها [را] مثل هم مى‏دانم، منتها شما ضررتان بيشتر از آنهاست!

من توصيه مى‏كنم به شماها اين قدر اجتماع نكنيد، و اين قدر حرف نزنيد. هر روزى يك چيزى درست كنيد و هر روز يك كاغذ بنويسيد و هر روز يك نشريه‏اى بدهيد. اينها غلط است! اينها اسباب اين مى‏شود كه نهضت ما خداى نخواسته اگر- اگر، و الّا شما
كوچكتر از اين هستيد- …شما داريد كمك مى‏كنيد به دشمنهاى كشور ما؛ به دشمنهاى ملت ما. خودتان يا ملتفت نيستيد؛ يا از روى التفات مى‏كنيد. بعضيتان از روى التفات است، بعضيتان هم التفات نداريد به مسأله.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 312

دست برداريد از اين حرفها، از اين مزخرفات

..شما كجا بوديد؟ حالا سر درآورديد و حرف مى‏زنيد، و نمى‏دانم، به ولايت فقيه اشكال مى‏كنيد… مگر شما قدرت اين را داريد؟ توى دهنتان مى‏زنم من! دست برداريد از اين حرفها، از اين مزخرفات. وارد بشويد در جرگه اسلام، وارد بشويد در جرگه مسلمين. بگذاريد كه اين مملكت سر و سامان پيدا بكند. او در كردستان، دمكرات در كردستان، خلاف مى‏كند، آقايان در تهران! بس است ديگر. كفايت كرد!
صحيفه امام، ج‏10، ص: 317

توطئه براى انحلال مجلس خبرگان‏

همين آقايانى كه فرياد مى‏زنند كه بايد دمكراسى باشد، بايد آزادى باشد، همين آقايان مى‏نشينند دور هم و يك چيزى پيش خودشان مى‏گويند و مى‏خواهند تحميل كنند به ملت. مثلًا مجلس خبرگان با اكثريت ملت رفته است و مشغول كار است، حالا مى‏بينيم كه يك دسته چند نفرى دور هم جمع مى‏شوند و مى‏گويند مجلس خبرگان بايد منحل بشود! من نمى‏دانم كه اين آقايانِ «بايد منحل بشود» چه كاره‏اند كه مى‏گويند بايد منحل بشود. براى چه بايد منحل بشود؟ براى اينكه اين آقايان معمِّم هستند؟ براى اينكه اين آقايان اهل علم هستند؟ براى اينكه آقايان به اسلام عقيده دارند، احكام اسلام را دارند جارى مى‏كنند؟ چون گفتند كه ولايت فقيه بايد باشد، نظارت فقيه بايد باشد؟ اينها از نظارت فقيه در امور مى‏ترسند.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 320

اين «بايد» يعنى چه؟

ما مى‏گوييم كه{مگر} شما مى‏توانيد يك اقليت ده نفر، صد نفر، هزار نفرى مى‏تواند كه حالا بگويد ملت رأى داده است به جمهورى اسلامى، لكن بايد جمهورى باشد، نه اسلامى؟ اين «بايد» يعنى چه؟ «بايد اين كار بشود! اين «بايد» [براى چيست؟] اين صد نفر، هزار نفر، چه كاره‏اند كه در مقابل يك ملت «بايد» مى‏گويند؟
صحيفه امام، ج‏10، ص: 320

حل مشكلات كشور در گرو آرامش

مردم همين را مى‏خواهند، مردم آن چيزى را كه خدا مى‏خواهد مى‏خواهند، آن چيزى را كه پيغمبر خدا فرموده مى‏خواهند، بيخود نبايد دست و پا بكنند اينها، بايد به مسير ملت بيايند. و اگر واقعاً علاقه‏مندند كه اين مملكت يك مملكت صحيحى بشود، بگذارند يك آرامشى پيدا بشود؛ توطئه در اطراف نشود؛ توطئه در مركز و در كردستان و در ساير جاها نشود؛ تا يك آرامشى پيدا بشود. وقتى كه اين آرامش پيدا شد، آن وقت همه چيز ملت به جاى خودش هست؛ همه چيز ملت درست مى‏شود؛ دست اجانب كوتاه مى‏شود، و نمى‏توانند ديگر برگردند. اما الآن يك دسته در تهران توطئه كنند، يك دسته در كردستان توطئه كنند، يك دسته در بلوچستان توطئه كنند، هر دسته در يك جايى ديگر، ممكن است يك وقتى با اين طور چيزها يك نهضت، خداى نخواسته شكست بخورد. و اگر شكست بخورد، همه چيزتان از بين خواهد رفت.

همه با هم باشيد. همه در مسير ملت باشيد. همه دست به دست هم بدهيد. همان طورى كه از اول با هم اين نهضت را آنهايى كه شركت داشتند نهضت را رساندند تا اينجا، باز هم با هم باشيد تا اين نهضت ان شاء اللَّه به ثمر برسد؛ و ان شاء اللَّه آن چيزى را كه
خدا و رسول خدا مى‏خواهد و آن چيزى را كه قرآن مجيد مى‏خواهد، آن چيزها عملى بشود. و اين صلاح دين و دنياى همه ملت است و صلاح همه مملكت است. هيچ وقت خيال نكنيد كه ديكتاتورى در اسلام است؛ يا ديكتاتورى در روحانيت است؛ يا روحانيت در اين طور چيزها [است‏]. ابداً اين حرفها در كار نيست، و ديكتاتورى در كار نيست. شماها ديكتاتورى نكنيد، ملت ما ديكتاتور نيستند! علماى ما هم ديكتاتور نيستند.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 324

ولايت فقيه جلوى ديكتاتورى را می گيرد

ما بايد خودمان، شما، همه ملتمان، دست به دست هم بدهيم، و همانى كه از اول فرياد مى‏كرديم كه آزادى، استقلال، جمهورى اسلامى، همين را تعقيب كنيم. جمهورى اسلامى؛ يعنى احكام اسلام. بايد احكام احكام اسلام باشد. اين حرفهايى كه مى‏زنند كه خير اگر چنانچه ولايت فقيه درست بشود ديكتاتورى مى‏شود، اينها از باب اين است كه ولايت فقيه را نمى‏فهمند چيست. ولايت فقيه نبايد بشود، براى اينكه بايد حكومت ملت باشد. اينها ولايت فقيه را اطلاع بر آن ندارند. مسائل اين حرفها نيست. ولايت فقيه مى‏خواهد جلوى ديكتاتورى را بگيرد؛ نه اينكه مى‏خواهد ديكتاتورى كند. اينها از اين مى‏ترسند كه مبادا جلو گرفته بشود! جلوى دزديها را مى‏خواهد بگيرد. اگر رئيس جمهور با تصويب فقيه باشد، با تصويب يك نفرى كه اسلام را بداند چيست، درد براى اسلام داشته باشد، اگر درست بشود، نمى‏گذارد اين رئيس جمهور يك كار خطا بكند. و اينها اين را نمى‏خواهند. اينها اگر يك رئيس جمهور غربى باشد، همه اختيارات را دستش بدهند، هيچ مضايقه‏اى ندارند و اشكالى نمى‏كنند! اما اگر يك فقيهى، كه يك عمرى را براى اسلام خدمت كرده، علاقه به اسلام دارد، با آن شرايطى كه اسلام قرار داده است كه نمى‏تواند يك كلمه تخلف بكند [اشكال مى‏كنند].
صحيفه امام، ج‏10، ص: 353

ولايت فقيه؛ هديه‏اى الهى‏

شما موافقت كنيد با اين ولايت فقيه. ولايت فقيه براى مسلمين يك هديه‏اى است كه خداى تبارك و تعالى داده است.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 408

اختيارات ولىّ فقيه‏

اسلام با مستمندان بيشتر آشنايى دارد تا با آن اشخاصى كه [ثروتمند] هستند. آن اشخاص هم اموالشان همان طورى كه گفتيد، اين اموالِ بسيار، مجتمعِ از راه مشروع نيست، اسلام اين طور اموال را به رسميت نمى‏شناسد. و در اسلام اموال، مشروع و محدود به حدودى است و زايد بر اين معنا ما اگر فرض بكنيم كه يك كسى اموالى هم دارد كه خير، اموالش هم مشروع است، لكن اموال طورى است كه حاكم شرع، فقيه، ولىّ امر تشخيص داد كه اين به اين قدر كه هست نبايد اين قدر باشد، براى مصالح مسلمين او مى‏تواند قبض كند و تصاحب كند. و يكى از چيزهايى كه مترتّب بر ولايت فقيه است و مع الأسف اين روشنفكرهاى ما نمى‏فهمند كه ولايت فقيه يعنى چه، يكيش هم تحديد اين امور است. مالكيت را در عين حال كه شارع مقدّس، محترم شمرده است، لكن ولىّ امر مى‏تواند همين مالكيت محدودى كه ببيند خلاف صلاح مسلمين و اسلام است، همين مالكيت مشروع را محدودش كند به يك حدّ معيّنى و با حكم فقيه از او مصادره بشود.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 482

فقيهى كه عمرش را صرف در اسلام كرده

ملت ما اگر بخواهند سردى بكنند، يكى از امورى كه توطئه در آن هست اين است كه راجع به اين قانون اساسى مردم را سرد كنند. از آنها بپرسيد، خوب اين قانون اساسى كه شما مى‏گوييد كه قانونى است ارتجاعى، كدام يكى از اين موادش ارتجاعى است؟ اولى كه دست رويش مى‏گذارند، دست مى‏گذارند، روى ولايت فقيه. اول، دست آنجا مى‏گذارند، براى اينكه اين يك طرح اسلامى است و آنها از اسلام مى‏ترسند. آنها اسلام را ارتجاع مى‏دانند. آنها جرأت نمى‏كنند كلمه اسلام [را] بگويند ارتجاعى است. مى‏گويند كه اينها مى‏خواهند ما را به هزار و چهار صد سال پيش برگردانند. اين همان تعبير ديگر است، منتها كلمه اسلام را نمى‏گويند.

آن قدر به ولايت فقيه، اثرِ مترقى بار است كه در ساير اين موادى كه شما ملاحظه مى‏كنيد، معلوم نيست مثل آنجا باشد. يك نفر آدمى كه همه جهات اخلاقيش و ديانتيش‏ و ملى بودنش و علم و عملش ثابت است پيش ملت، و خود ملت اين را تعيين مى‏كنند، اين نظارت مى‏كند بر اينكه مبادا خيانت بشود. همان رئيس جمهورى كه ملت خودشان تعيين مى‏كنند و ان شاء اللَّه ديگر از اين به بعد امين تعيين مى‏كنند، لكن مع ذلك براى محكم كارى يك فقيهى كه عمرش را صرف در اسلام كرده است و عمرش را براى اسلام خدمت كرده، مى‏گذارند ببينند اين چه مى‏كند؛ مبادا يك وقت خلاف بكند، رئيس جمهورى آتى ما خلاف نمى‏كند، لكن محكم كارى شده كه نگذارند اين خلاف بكند. رؤساى ارتش ما و ژاندارمرى ما و اين رؤساى درجه اول، ديگر از اين به بعد اشخاصى نيستند كه خيانت بكنند، لكن محكم كارى شده است كه همين فقيه را ناظر قرار بدهند. و هكذا آن موارد حساس را نظارت مى‏كند فقيه و تصرف مى‏كند فقيه. و اين از امورى است كه مترقى ترين موادى است كه در قانون اساسى اينها [تصويب‏] كردند. و اينها دشمن ترين مواد، پيششان اين است.
صحيفه امام، ج‏10، ص: 526

ممانعت ولايت فقيه از ايجاد ديكتاتورى‏

مع الأسف اشخاصى كه اطلاع ندارند بر وضعيت برنامه‏هاى اسلام، گمان مى‏كنند كه اگر چنانچه «ولايت فقيه» در قانون اساسى بگذرد، اين اسباب ديكتاتورى مى‏شود. در صورتى كه ولايت فقيه هست كه جلو ديكتاتورى را مى‏گيرد. اگر ولايت فقيه نباشد، ديكتاتورى مى‏شود. آن كه جلو مى‏گيرد از اينكه رئيس جمهور ديكتاتورى نكند، آن كه جلو مى‏گيرد از اينكه رئيس ارتش ديكتاتورى نكند، رئيس ژاندارمرى ديكتاتورى نكند، رئيس شهربانى ديكتاتورى نكند، نخست وزير ديكتاتورى نكند؛ آن فقيه است.

آن فقيهى كه براى امّت تعيين شده است، و امام امّت قرار داده شده است، آن است كه مى‏خواهد اين ديكتاتوريها را بشكند و همه را به زير بيْرَق اسلام و حكومت قانون بياورد. اسلام، حكومتش حكومت قانون است؛ يعنى قانون الهى، قانون قرآن و سُنَّت است. و حكومت، حكومتِ تابع قانون است؛ يعنى خود پيغمبر هم تابع قانون، خود امير المؤمنين هم تابع قانون، تخلّف از قانون يك قدم نمى‏كردند و نمى‏توانستند بكنند.
صحيفه امام، ج‏11، ص: 23

 

Advertisements