مردمی که جانشان به لبشان رسیده است، بی آنکه رهبر و فرمانده ای داشته باشند، به خیابانها ریخته اند و دیگر هم قصد برگشتن به خانه هایشان را ندارند، مگر آنکه دشمن را از ایران بیرون رانند. اما، تمامی آنانیکه به نوعی در برقراری، و پایداری سی سالهء این رژیم اسلامی سهیم بوده اند و هم اکنون به «رهبری» افتاده اند بزودی با موجی سهمگین روبرو خواهند شد که نه میتوان ازش سواری استاتد و نه رام کردنی است. حتی از دست «امپریالیسم جهانی» هم هیچ کاری ساخته نیست!

 تکلیف سپاه پاسداران روشن است؛ ارکان جمهوری دزدان بروی دوش این سازمان مسلح استوار است. ولی فقیه به حمایت از این «نهاد انقلابی» که قانون اسلامی-انقلابی از آن حمایت می کند، فتوا میدهد، و حکم کشتار عده ای از سران رژیم اسلامی را صادر می کند تا «هدیه امام به امت ایران» را پاسداری کند. بسیج هم پشت سر رئیسش، دکتر رئیس جمهور ایستاده است تا هر وقت که سپاه صلاح دانست، قتل عام میلیونی براه اندازند. علی لاریجانی، که گردانندهء مجلس اسلامیست، آنچه را که صلاح میداند میگوید تا کل فتوای رهبر را جنبه قانونی بخشد. حتی منوچهر متکی دعوای میکروفونی با انگلیسیها را به نوعی آغاز میکند که دست رهبر و رئیس مجلس کاملن باز باشد. اما، هیچکدام از این ترفندها افاقه نخواهد کرد، زیرا ملتی ستم کشیده و آگاه بیدار است و از خون دادن هم باکی ندارد. اگر نهال این انقلاب به گفته همان گجستک «امام» با خون آبیاری شده، درخت ظلم را با سیلاب خون از زمین برخواهند کند.

 ذره بین

Advertisements