اندر باب تنفیذ احمدی نژاد

شعراز نوشین

برد رهبر احمدی را در خفا

تا براو جاری کند تنفیذ را

لیک دیدش تا بغایت در قذر

تنقیه لازم بشد از پا به سر

یزدی آمد بر گرفتی حوله را

جنتی بر دست خود اماله را

رهبر آمد با وضو و پای چپ

قبضه کرد ابزار را با یاد رب

حقنه ای بود چون منار و گنبدی

تارود فیه خالدون احمدی

چون روان گشت تنقیه بر احمدی

چهره اش روشن زنور سرمدی

شکر رهبر را بر آوردند بجا

جملگی مشروع دراین کودتا

تنفیذ: به معنی نفوذ دادن، و روان و اجرا کردن فرمان است.

قذر: پلیدی

تنقیه داروی مخصوصی که وارد روده بزرگ کنند و بدان روده را از پلیدی پاک سازند.

اماله: خم دادن، تنقیه کردن

حقنه: وارد کردن

با سپاس از گردانندگان فرهنگ ایران

ذره بین

Advertisements