آنچه در کهریزک بر سر انسانهای بیگناه و بی تقصیرآمده را نمیتوان در هیچ جمله ای گذاشت و تعریف کرد. داستان خون و شکنجه، تجاوز و بی حرمتی، کینه و نفرت زالو صفتان انقلاب زده را نمیتوان به این آسانی نوشت و بعدش هم داد دست خاتمی، آن مردکه الوات، حراف، دغل باز—همان  رئیس جمهوری که در زمان ریاستش سر تعدادی بر دار رفت و تعدادی نیز سر به نیست شدند—و از او توقع داشت تا اشکهای تمساحش را با دستمال یزدی از گونه پاک کند. این رژیم و عواملش—موسوی، خاتمی، احمدی نژاد و خامنه ای و غیرو—همه از یک کرباسند و بهنگام جر خوردن هم  همانگونه چهل تکه می شوند که حسین در عاشورا شد.

بقول شازده،» کجایند آنهائی که محمد رضا شاه پهلوی را دیکتاتور می نامیدند و خمینی را نورانی ترین رهبرانقلابی ؟ کجایند آنهائی که زیر لوای جایزه نوبل و زیر پرچم این سازمان و آن ارگان رسمی و غیر رسمی سنگ آزادی ملت ایران را به سینه میزنند؟؟»

ذره بین

Advertisements