از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

در سایه گل، بلبل ازین غصه خزیده

گل نیز چون من در غمشان جامه دریده

از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن

مشتی گرت از خاک وطن هست بسر کن

غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن

اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن

از دست عدو ناله من از سر درد است

اندیشه هر آن کس کند از مرگ نه مرد است

جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است

مردی اگرت هست کنون وقت نبرد است

چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!

سر کین داری ای چرخ!

عارف قزوینی

Advertisements