» شاهنامه بخصوص فصول اساطیریش، قصه حسین کرد و امیر ارسلان نیست که به قصد سرگرمی و انصراف خاطری یا کوتاه کردن شبی بخوانیم و بگذریم. داستانهای اساطیری جوهر فرهنگ و معارف ملی است و فشرده تجارب هزار سالهء قومی. هر شاخ و برگی از روایات اسطوره ای حاصل تجربه های تلخ و شیرین گذشتگان است که لعاب افسانه ای بر آن کشیده و در دارالشفای حکمت برای نسلهای آینده باقی گذاشته اند. روایات اسطوره ای از مقولهء اشعار کنائی و به قول فرنگیها «سمبولیک» است، و نیازمند گزارشی روشنگر، و به قول اهل اصطلاح «تفسیر»»( گزارش ضحاک ماردوش، 45).

 هدف از آوردن سخنِ اهل ادب آنست که گوش دل را به پند بگشائیم و قفل دل را بروی حقیقت ، تا شاید گره ای از کارمان باز شود!

ذره بین

Advertisements