مارس 2009


wwwfarhangirancom

www.farhangiran.com

 

تاریخچه دروغ سیزده ، یا ماهی آوریل

 

«بیش ازشصت سال است که در ایران، گفتن دروغ سیزده نوروز، یا همان «ماهی آوریل» فرانسوی ها، از سوی چند روزنامه نگار ایرانی رواج پیدا کرده است. آغازماه آوریل یکروز پیش ازسیزده نوروز می باشد، و این همزمانی دست آویزی شد، که درسیزده نوروز که ویژه جشن، شادی و نیایش برای باران و باروری زمین  می باشد، زیرنام شوخی دروغ بگویند.

برای شناخت روز(poisson d’avril) « ماهی آوریل »، باید به جستجو درریشه های استوره ای ماه آوریل پرداخت. رومی ها ماه چهارم سال ترسایی را، که با پایان ماه مارس آغاز می شود، «آپریلیس» = (aprilis) نامگذاری کرده اند، که به زبان لاتین به آن، « آپریر»= (aperire) گفته می شود، «آپریر»  به چم باز شدن و شکفته شدن آمده است، در این ماه جوانه های گل و گیاه در زمین شکفته و بارورمی شوند.

دسیموس مانیوس اوسونیوس، (Decimus Magnus Ausonius 310 – 395)، چکامه سرای باستانی، که چامه هایش را به زبان لاتین می سروده است ، نماد آوریل را مرد جوانی نشان می دهد، که تاجی از گل های کوچک سفید و گیاهان سبز بافته شده بر سر دارد ، ودر کنارش دیگچه ای دیده می شود، که در آن گیاهان خوشبو می جوشند. اوسونیوس، درسرزمینی که هم اکنون استان بوردو، در خاک فرانسه شناخته می شود، زندگی می کرده است .

در ایران باستان، سیزدهمین روز هر ماه بنام تیر، نامیده می شد. در استوره های ایرانی آمده است، که سرپرست این روز ایزد تیر یا « تیشتری» می باشد. این ایزد بشکل اسبی بود، که با دیو خشکسالی و خشکی، که دیو «اپوش » نام دارد، همواره در نبرد است.

خشکی و بی آبی، زندگی گیاهان و جانوران و آدمی را نابود می کند، و کشور ایران همواره با کمبود آب روبرو بوده است. از اینرو در روز تیر، که روز سیزدهم ماه فروردین است، ایرانیان برای در خواست باران از آسمان، از خانه های خود بیرون می رفتند، و روزی را در دشت و دمن بسر می بردند. و پیروزی تیریا تیشتر را بر دیو اپوش جشن می گرفتند، و به شادی و بازی پرداخته، و بیاد ایزد تیر اسب سواری می کردند.

آناهیتا، ایزد بانوی آب و باروری در نزد نیاکان ایرانیان بوده است. ایرانیان سبزه هایی راکه برای نوروز و در خانه های خود سبز کرده بودند، به آب های روان و جویبارها می سپردند،  تا سپاس خود را به آناهیتا پیشکش کنند، و با این کار دانه های بارور، برای روئیدن به آناهیتا باز گردانده می شد.

گره زدن شاخه های گیاهان و سبزه ها از سوی دختران نوجوان، نماد پیوند زن و مرد، درروند باروری آدمیان می باشد.

درمصر دیسه نفتیس(Déesse Nephtis )، نماد نیروی اهریمنی در نازا یی زمین بود، او همسرتیفون (Typhon)، خدای بدی ها و گورها و نازایی بود.

دراختر شناسی، دراین روز خورشید از برج «حوت» یا ماهی در آمده، و به برج «حمل» یا بره رفته است.

گفته می شود که لویی سیزدهم پادشاه فرانسه، شاهزاده ای از، لورن( Lorrain )، را در دژی در شهر نانسی (Nancy) فرانسه زندانی کرده بود، این شاهزاده توانست در روز نخست ماه آوریل، از زندان بگریزد،وبا شنا از رودخانه مئوز(Meuse) بگذرد، و مردم لورن گفتند: ماهی که برای نگهداری به فرانسویا ن سپرده شده بود گریخت.

در داستان دیگری آمده است، که در ماه آوریل، هنگامیکه ماهیگیران با دستهای تهی و بار کم به ساحل باز می گشتند، مردم بندر برای آنان روی تکه های چوب و مقوا، نقش ماهی را می کشیدند و به آنان می دادند، و ماهیگیران هنگام بازگشت برای اینکه از سوی مردم ریشخند نشوند، به دروغ می گفتند که قایقشان در دریا به گل نشسته و نتوانسته اند ماهی بگیرند، و مردم هم با آوای بلند و شوخی به آنان می گفتند « ها ها ، ماهی آوریل».

در داستان دیگری آمده است، که در سال 1564 در سده شانزدهم ترسایی، پادشاه فرانسه شارل نهم، بر آن می شود تا آغاز سال نو را که تا آن زمان روز نخست ماه آوریل بود، به روز نخست ماه ژانویه ، که گفته می شد به تاریخ زایش عیسی مسیح نزدیکتر است دگرگون کند. ازآن پس مردم پیشکش هایشان را به یکدیگر، که درآن زمان بیشتر خوراکی بود، در آغاز ماه ژانویه می دادند، و کم کم روز نخست ماه آوریل هم به شوخی به یکدیگر ماهی چوبی یا کاغذی می دادند.

بیشترین روز های پرهیز از خوردن گوشت درآیین کاتولیک، درماه آوریل و روزپاک  می باشد، و آنان در این روز ها ماهی می خوردند.

کم کم کارشوخی و ماهی چوبی و کاغذی به گفتن دروغ کشید شد. درسال های شصت رادیو فرانس اینتر، در گزارشی بدروغ گفت، که یک هواپیمای گالاکسی به گنجایش هزار تن،  به رایگان مردم را برای دو روز به نیویورک می برد و باز می گرداند، و از مردم خواسته شد که برای نام نویسی به زیر برج ایفل بروند، در این روز هزاران تن برای سفر رایگان در زیر برج ایفل گرد آمدند، و بیهوده ساعت ها رادر زیر باران سپری کردند. در دیگر کشور های جهان نیز چنین اخبار دروغین در رادیو ها و روزنامه ها درج گردیده است.

اسماعیل پوروالی، روزنامه نگار سرشناس ایرانی که میان همکارانش به آقای مدیر شناخته شده بود، در ماهنامه روزگار نو در اردیبهشت 1370 خورشیدی  در پاریس نوشت:

« ما شماره‌ی سیزده فروردین سال 1322 شمسی روزنامه‌ی «نبرد» را یک ‌پارچه به صورت دروغ درآوردیم. یکی از این دروغ‌ها، نطقی بود از هیتلر، که در آن بحبوحه‌ی جنگ، دستور آتش‌بس می‌داد و این مژده‌ای بود که همه‌ی مردم از پیر و جوان ، زن و مرد و بزرگ و کوچک را خوشحال می‌کرد. درکنار این دروغ شادی‌دهنده، دروغ آزار‌دهنده‌ای که در آن روز بساط سیزده نوروز خیلی ها را به هم ریخت، خبر فوت «حاج محتشم السلطنه» رئیس مجلس وقت بود، که چون در بین مردم تهران بخصوص بازاریها وجهه و احترام و اعتباری خاص داشت. هزارها نفر راه خانه‌ی او را درپیش گرفتند تا در مراسم تشییع جنازه‌اش شرکت کنند.»

روزنامه نبرد در آن زمان به مدیریت خسرو اقبال اداره می شد،  واز همکارانش نیزمی توان ، محمود تفضلی، جواد فاضل، حسن ارسنجانی، جهانگیر تفضلی و اسماعیل پوروالی و سه، چهار تن دیگر که در آن قلم می‌زدند نام برد.  اسماعیل پور والی، چند سال پیش در پاریس در گذشت.

سیزده نوروز، جشن پیروزی ایزد تیر بردیو خشکسالی فرخنده باد

دهم فروردین ماه، برابر با 30 مارس 2009

فرامرز دادرس»

از قلم فرامز دادرس خوشم می آید؛ هم میداند چه میگوید و همانگونکه باید گفتنی ها را بازگو میکند.

ذره بین

 

Advertisements

در بیست و سه سال، بقلم علی دشتی، آمده است که،

 

«ایران شکست خورد، متوالیاً شکست خورد، در قادسیه دوم و همدان شکست خورد، بطور ننگین و دردناکی شکست خورد، شکستی که استیلای اسکندر و ایلغار مغول در جنب آن کم رنگ است ولی این حقیقت را بار دیگر نشان داد که هر گاه کشور مدیر با تدبیر و پادشاه با شخصیت و کفایتی ندارد حتی در مقابل مشتی اعراب نا مجهز و بی اطلاع از آئین سلحشوری همه چیز خود را از دست میدهد. ایران شهر بشهر و ایالت به ایالت تسلیم گردید و ناگزیر شد یا اسلام آورد و یا در کمال خواری و فروتنی جزیه دهد. گروهی برای فرار از جزیه مسلمان شدند و گروهی دیگر برای رهائی از سلطه نامعقول موبدان. دیانت ساده اسلام که به گفتن شهادتین صورت می گرفت عمومیت یافت مخصوصاً که دم تیغ برنده پشت سر آن بود.

ایرانیان مطابق شیوهء ملی خود در مقام نزدیک شدن به قوم فاتح بر آمدند و از در اطاعت و خدمت وارد شدند، هوش و فکر و معلومات خود را در اختیار ارباب جدید خود گذاشتند زبان آنها را آموختند و آداب آنها را فرا گرفتند، لغات قوم فاتح را تدوین و صرف و نحو آنرا درست کردند و برای اینکه فاتحان آنان را به بازی بگیرند از هیچ گونه اظهار انقیاد و فروتنی خود داری نکردند، در مسلمانی از خود عربها پیشی گرفتند و حتی در مقام تحقیر دین و عادات گذشته خود بر آمدند و به همان نسبت در بالا بردن شأن عرب و بزرگان عرب تلاش کردند و اصل و شرف و جوانمردی و مایهء سیادت و بزرگواری را همه در عرب یافتند، هر شعر بدوی و هر مثل جاهلانه و هر جمله بی سرو ته اعراب جاهلیت نمونه حکمت و چکیده معرفت و اصل زندگانی شناخته شد، به اینکه مولای فلان قبیله و کاسه لیس سفره فلان امیر باشند اکتفا کردند. افتخار کردند که عرب دخترشان را بگیرد و مباهات میکردند که نام عربی بر خود گذارند. فکر و معرفت آنان در فقه و حدیث و کلام و ادب عربی بکار افتاد و هفتاد درصد معارف اسلامی را ببار آورد. در بادی امر از ترس مسلمان شدند ولی پس از دو سه نسل در مسلمانی از عربهای مسلمان نیز جلو افتادند.

برای تقرب به دستگاه حاکمه بنای چاپلوسی و مداهنه را گذاشتند به حدی که وزیر بی نظیر آنها در آینه نگاه نمیکرد که مبادا صورت یک عجمی را در آینه ببیند. برای اینکه حاکم و امیر شوند نخست بنده فرمانبردار امرای عرب شدند تا از آن خوان یغما نصیبی ببرند ولی رفته رفته امر بر خود آنها نیز مشتبه شد بطوریکه در قرن سوم و چهارم ایرانی دیگر خود را صفر و حجاز را منشأ تمام انعام خداوندی تصور میکرد.

شاید همین مبدأ خرافات و پندارهای نامعقول و زیاد شدن حجم معجزات همین نکته باشد و اگر میتوانستند اوضاع مکه و مدینه و تمام حوادث سیزده ساله مکه و ده ساله مدینه را چنانکه هست در ذهن مصور کنند به اینجا نمی رسیدند که…» خواندن این کتاب را از قلم نیندازید، حتی اگر با برخی از اشارات هم سوئی ندارید!

ذره بین

01_hamayesh

تصویر از وبلاگ «روزهای بی عزا«

شاهنامه خوانی در میان ایرانیان از جمله رسوم ویژه ایست که نه دمده  می شود و نه  بدست اسلامیون از میان میرود. با سپاس از سرباز کوچک برای بازتاب گزارش میلاد دهقان.

ذره بین

سخن یک ایرانی در پاسخ به پیام آقای اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده را بشنویم. البته من میدانم که ایرانیانی هستند که با پاسخهای اینچنین میانه ای ندارند، اما سخن را باید شنید و سپس هر آنچه را که  بایسته است باید به  سر انجام رسانید.

 برگرفته از تارنمای فرهنگ ایران

«روز شنبه 21 مارس 2009 ،برابر با یکم فروردین ماه ، پیامی از سوی آقای باراک اوباما رییس جمهور آمریکا، به مناسبت نوروز، به سران جمهوری اسلامی فرستاده شد. در همین روز پیامی نیز از سوی آقای اوباما، در پاسخ شادباش رییس جمهور پیشین فرانسه، آقای ژاک شیراک ، برای وی فرستاده شد. در هر دو این پیام ها آقای اوباما، و رایزنان ایشان، در باره هویت ونشانی گیرندگان پیام ها، دچاراشتباه بزرگی شدند، که بدور از جایگاه رییس جمهور یک کشور نیرومند در جهان می باشد.

آقای اوباما در پاسخ به آقای ژاک شیراک نوشت: « بر این باورم که ما در چهار سال آینده می توانیم، با همکاری با یکدیگر و داشتن روحیه صلح خواهی و دوستی، جهانی مطمئن بسازیم».

آقای اوباما، فراموش کرده است ، که نزدیک به دو سال است، که دیگر ژاک شیراک رییس جمهور فرانسه نیست. و گذشته از آن اوباما در سفر چند ماه پیش خود به پاریس، هنگام مبارزات انتخاباتی آمریکا، که به پیروزی خود ایشان انجامید ، میهمان آقای نیکلا سارکوزی، رییس جمهور کنونی فرانسه بود ، و حتا در کنار وی یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد، و چند عکس یادگاری نیز با یکدیگر برداشتند.

این پیام زمانی فرستاده شد، که تنها سه روز پیشتر، پس از چهل و سه سال، با پافشاری آقای سارکوزی رییس جمهور فرانسه ، و خرسندی آمریکایی ها ، بار دیگر فرانسه به فرماندهی ناتو پیوست، و همکاری تنگاتنگی را با آمریکایی ها آغاز کرد.

اشتباه آقای اوباما در پیام خود ، ناخشنودی رییس جمهور کنونی فرانسه را در پی داشت شد، که از هنگام گزینش آقای اوباما به ریاست جمهوری آمریکا، چند بار درخواست دیداری با اوباما را داشته، و این درخواست تاکنون بی پاسخ مانده است.

آقای اوباما در فرستادن پیام به سران جمهوری اسلامی نیز دچار اشتباه شده است، که همین موضوع می تواند واکنش های ناخوشایندی را در پاسخ از سوی سران حکومت اسلامی در بر داشته باشد.

در بخشی از پیام ایشان گفته است : « نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است».

آقای اوباما و مشاوران ایشان، بویژه آقای سید ولی الله نصر، مشاور مذهبی ایشان در زمینه اسلام شیعه ، که بی شک در تنظیم این پیام شرکت داشته است، نتوانستند درک نمایند، که حکومت اسلامی در ایران، همواره  دشمنی خود را در برگزاری هر گونه جشن ایرانی که ریشه در فرهنگ کهن ایرانیان پیش از اسلام دارد نشان داده است، و در اندیشه اسلامی ، هنر و شاخه های گوناگون آن مانند نقاشی، مجسمه سازی ، نمایش و… ابزار و آلات بی دینی، و موسیقی نیزاز آلات لهو و لعب وطرب بشمار می آیند، و از جزای اسلامی، که شلاق و زندان و گاه اعدام باشد برخوردار می باشند. هر گونه نوآوری نیز بدعت در دین و مذهب بشمار آورده می شود، و نوآوران یا بدعت گذاران، شایسته مرگ می باشند.

در بخش دیگری از این پیام ، آقای اوباما با یاری جستن از اندیشه های والا وخرد گرای فرهنگ کهن ایران می گوید: « این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی، برای بازآفرینی است» و در دنباله می گوید « پس این فصلی برای آغازی نو است».

سخن آقای اوباما، از بازآفرینی و آغازی نو، برداشتی ازفرهنگ کهن ایران و سخنان زرتشت در گاتها است، که در آن از تازه گردانی و نوزایی  جهان سخن آمده است. یاری جستن آقای اوباما، از فرهنگ کهن و باستانی ایران، برای نزدیکی با جمهوری اسلامی،  سران حکومت اسلامی را دچار دردسرنموده، و در تنگنا قرار می دهد. زیرا ازهنگام روی کار آمدن حکومت اسلامی، همه کوشش پایوران این حکومت، درراستای نابودی هر چه بیشتر ارزش های فرهنگی ایرانیان بوده است، درحالیکه سخنان آقای باراک اوباما، رییس جمهور یکی از نیرومند ترین کشورها، و بزرگترین دموکراسی ها ی جهان، بازگو کننده این پیام است ، که جهانیان فرهنگ کهن ایران، و نوروز باستانی را ارج می نهند، و آنرا گرامی می دارند. گرامیداشت ارزش های والای فرهنگ کهن ایرانیان، از سوی جهانیان، خوشایند سران حکومت اسلامی نمی باشد.

جشن نوروز باستانی، و نوزایی جهان بر همگان شاد باد».

نویسنده فرامرز دادرس

۰۳ فروردين ۱۳۸۸

نوروز است و جای آن دارد تا تفرجی در گلستان سعدی شیرازی کنیم و پندی (حکایت پنجم) از این رنگین باغ بر چینیم  و بر گوشه ی دل بر نشانیم.

 

 

«جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان عالمی زده، و بی حرمتی همی کرد. گفت: اگر این دانا بودی کارِ او با نادان بدین جایگه نرسیدی.

 

 

دو عاقل را نباشد کین و پیکار

نه دانایی ستیزد با سبکسار

اگر نادان بوحشت سخت گوید

خردمندش بنرمی دل بجوید

دو صاحبدل نگه دارند مویی

همیدون سرکشی و آزرم جویی

و گر بر هر دو جانب جاهلاند

اگر زنجیر باشد بگسلانند

یکی را زشت خویی داد دشنام

تحمل کرد و گفت: ای خوب فرجام

بتر زانم که خواهی گفتن آنی

که دانم عیبِ من چون من ندانی«

 

d986d988d8b1d988d8b2-d981d8b1d8aed986d8afd987-d8a8d8a7d8af

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

                                                                     بادت اندر شهریاری برقرار و پُردوام

سال خّرم، فال نیکو، مال وافر، جان خوش

                                                                 اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام

 

 

نوروز، این فرخنده آیین باستانی را به تمامی هم میهنان گرامی شادباش می گوییم.

گوبین

 پ.ن: تصویری را که ملاحظه میکنید، اثر بانو هما افتخار است.

نویسنده فرامرز دادرس   
۰۱ مرداد ۱۳۸۶

«بسیار گفته شده و می شود که نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان، و دیگر مردمانی که دارای فرهنگ ایرانی می باشند، دارای ریشه های دینی است، و با ادیان ابراهیمی و بویژه دین اسلام پیوند دارد.

این سخنان نادرست و بی پایه ای می باشند، که در درازای سده ها، پس از دست یازی بیگانگان بر سرزمین های ایرانی، ساخته و پرداخته شده است، بگونه ای که امروز این جشن باستانی، نماد تاریخ و فرهنگ کهن مردمانی، که خود از پیشتازان گسترش دانش و تمدن در جهان می باشند، را با مشتی خرافه و رفتار ناسره در هم آمیخته اند.

پس از یورش سپاهیان اسلام به ایران و دیگر کشور ها بر پایه آيه 59 سوره الانعام کتاب قرآن «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ» «و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد ، جز اينكه در كتاب مبین ثبت است‏.»هر چه کتاب و ماندگار های علمی بود یا به آتش سوزانده و یا به آب افکنده شدند.

تاریخ نویسان نامدار اسلام می نویسند: « در فتح مصر، وقتی عمروبن العاص، بر ذخائر علمی اسکندریه دست یافت، از عمر بن الخطاب خلیفه دوم مسلمین در باره آنها دستور خواست. پاسخ او چنین بود: « اگر در آنها مطالبی موافق کتاب خداست با وجود آن (قرآن)استغنا حاصل است و اگر در آنها چیزی بر خلاف کتاب خداست حاجتی بدان نیست به نابود کردن آنها اقدام کن».

چون این فرمان به عمرو بن العاص رسید شروع به پخش کتابها میان گرمابه های اسکندریه کرد، گفته می شود که سوخت ششماه گرمابه ها از سوزاندن کتابها فراهم شد. در تازش به ایران نیز همین رویداد پیش آمد، و گذشته از گرداندن آسیابها با خون ایرانیان، سعد بن ابی وقاص سردار خلیفه، هنگامیکه از عمر خلیفه اسلام ، در باره کتاب های کتابخانه های ایران دستور می خواهد.

عمر بن الخطاب می نویسد:« آنها را در آب افکن، زیرا اگر متضمن هدایت باشد، خداوند ما را با کتابی که راهنما تر از آنهاست هدایت کرده و اگر مایه گمراهی باشد خداوند ما را از آن بی نیاز ساخته است».دنباله این نوشتار را در تارنمای فرهنگ ایران بخوانید.

ذره بین

صفحهٔ بعد »