فوریه 2009


«ما به عشق فلسطین زنده ایم و تا جان در بدن داریم دلارهای نفتی ایران را برای خانواده شهیدان فلسطینیان خرج میکنم، چرا که «انقلاب ما» برای آزادی فلسطین بوده است و بس. میگوئید نه، بروید و این گزارش را بخوانید و ببینید رئیس قوه مُق اَن نَنِه چه میگوید.

ذره بین

Advertisements

«تیشه به ریشه انگلیسی ها!»

«…و سوم اسفندماه ١٢٩٩، فرا رسيد!

روزی كه با ديگر روزها تفاوت داشت، روزی كه نقطه آغاز، نقطه عطف، نقطه جَهش، نقطه پريدن، نقطه طلوع و نقطه دگرگونی بود. دگرگونی سرنوشت سازی كه ايران را چون سمندر بار ديگر و اين بار از دل خاكستری ژرف تر، بيرون آورد تا ايرانی پديد آيد كه لياقت حضور در سالهای قرن بيستم را داشته باشد. ايرانی كه جامعه را از محدوده اشرافيت قاجاری، استبداد مذهبی، خودكامگی والی های ستمگر، خان ها و خانزاده های متجاوز، ياغيان و آشوبگران — كه همه چيز در تيول آنها بود — به گستره ای كه انقلاب مشروطيت به خاطر آن تحقق يافته بود، يعنی حضور ملی، اعتبار يافتن هر فرد از افراد جامعه در سرنوشت خود، خانواده و خانواده بزرگتر — كه در بستر ايران باشد — و كوتاه، همه آن چيزهايی كه باليدنی های ٥٧ سال پس از آن را پديد آورد، بكشاند…» دنباله این نوشتار را در تارنمای سرباز کوچک گرامی ملاحظه فرمائید.

دیدگاههای گوناگون را باید شنید و سپس آنگونکه که بایسته است به داوری نشست.

نگاهی بیندازید به «مدرسه فردوسی مونترال» و خودتان، اگر چنانچه وجدان دارید، منصفانه به داوری بنشینید!

untitled-11473

 

 

www_farhangiran_com 
برگرفته از تارنمای فرهنگ ایران
جشن اسفندگان

 

 

«ایرانیان بجز جشن های بزرگ مانند نوروز، مهرگان ، سده و ایزد مهر( شب چله یا یلدا)، در هر ماه که نام روز با نام همان ماه برابر می شد، جشنی بر پا می کردند.

اسپندارآرمئیتی، اسپندارمذ، یا اسفند، نام یکی از امشاسپندان در ایران باستان، به چم پارسایی، فروتنی و خردمندی، و نماد بردباری و نگاهبانی زمین می باشد، ودر گاهشماری باستانی ایرانیان نام پنجمین روز هر ماه است، ودر اسفند ماه هر سال که نام روز و ماه یکی بود جشنی در پیوند با بزرگداشت زنان بر پا می کردند، و در این روز زنان را بیش از روز های دیگر سال ارج می نهادند و در جایگاه ویژه ای می نشاندند وسپاس آنا ن را بجای می آوردند.

روز فرخنده اسپندارمذ ، جشن اسفندگان ویژه روز زن در ایران باستان بوده است. در اوستا کهن نامه ایرانیان، سپاس زنان بدین گونه بجای آورده شده است.

«این زمین را با زنانی که بر روی آن زندگی می کنند می ستاییم، ای اهورامزدا ما می ستاییم زنانی را که با درستکاری وراستی نیرومند شده اند».

«کدبانوی خانه را که اشو و سردار اشو می باشد می ستاییم ، زن پارسایی را می ستاییم که بسیار نیک اندیش ، بسیار نیک گفتار ، بسیار نیک کردار ، فرهیخته و یاری رسان شوهر خود و اشو باشد. ای اهورامزدا می ستاییم زنان یاری رسان و مهربان را»

زرتشت، در گاتها  در هات 33 بند 12، می گوید:

ای اهورا مزدا،

آرمئیتی را،

که پاکترین گوهر مینوی است،

درپرتو راستی ،اندیشه ی نیک ،و خرسندی ،

که برترین پاداش زندگی است.

برمن ارزانی دار.

زرتشت، درهات 53 بند 3، به جوانترین دخترش، پورچیستا، سفارش می کند که، باخرد وبینش خود رایزنی کند، و همسر خود را برگزیند، و با پارسایی رفتار کند.

ای پوروچیستای سپنتمان هیجدسپان،

جوان ترین دختر زرتشت،

اهورا مزدا، آن کس را که دارای اندیشه ی نیک،راستی و پاکی است،

به همسری تو می دهد.

پس با خرد و بینش خود رایزنی کن، و با آرمئیتی (پارسایی) رفتار کن.

درود برفروهر پاک فردوسی بزرگ، که با استادی، این سخن خردمندانه زرتشت را، به  سروده یی زیبا، روان و دلنشین برگردانده است.

اگر پارسا باشد و رایزن

یکی گنج باشد پُر آکنده زن

بویژه که باشد به بالا بلند

فروهشته تا پای مشکین کمند

سخن گفتن نیک و آوای نرم

خردمند و با دانش و ناز و شرم

 

جشن اسفند گان بر آزاد زنان ایرانی فرخنده باد.

فرامرز دادرس«

 

 

 

 
 

 

نمیدانم آیا باید به «پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت سالگرد سی امین سال تولد مصیبت بار ترین حکومت تاریخ ایران» خندید و یا …؟

از انشای بد و اکابری «تسلیت نامه» صادره از دبیرخانهء شهروند دوک دو ارلئان که بگذریم، و چشمهایمان را هم که بروی شیوه ء دلخراش نامه نویسی و عرض تسلیت دفتر نشینانِ دلسوز و وفادار ببندیم، تکراری بودن محتوای نامه اما آدم را از هر چه دبیرخانه و دبیرخانه چی ست بیزار میکند.

محتوای متن این «پیام» همانیست که هم در عزا و هم در جشن و پایکوبی به خورد مردم داده شده و می شود. و زیاد هم نمیتوان از مشاورین سیاسی و دبیرخانهء محترم ایشان توقع داشت، که داشتن چنان توقع نامعقولی  فی الواقع  بسان اینست که از عنتر توقع داشته باشید که انسان باشد! و اینرا همه میدانیم که عنتر ممکن است که اوامر لوطی اش را فرمانبردار باشد و برای جلب توجه از «صاحبش» ادای انسان را هم در بیاورد، ولیکن عنتر را هر چه بزک کنید همان عنتر است که هست و آدم بشو هم نیست، و باور کنید اگر غیر از این میبود نظم و ترتیب طبیعت سرنوشت مجلس شورای اسلامی را پیدا میکرد( البته آنهم به ضرورت ساختارش از طبیعتی برخوردار است که سخن در باب آن موضوع در این نوشته نمی گنجد).

و اما، آنهائی که در اندیشهء معرفی شاهزاده بعنوان دوک دو ارلئان هستند، باید از خواب خرگوشی خویش بیدار شوند که، «گوش » اگر «گوش» اعضای محترم دبیرخانهء شهروند رضا باشد حتی فریادهای دلخراش مانندِ دکتر شجاع الدین شفاء هم کارگر نخواهد افتاد. دبیرخانه ای که منفعتش را در جیب ملتی که دچار سرگردانی سیاسیت جستجو کند، پیامهای چاپی اش را باید سپرد به لبو فروشان دوره گرد. من هم به سهم خودم «تولد خلالوش اسلامی» را به دبیرخانهء شاهزادهء شهروند تبریک میگویم و بقای عمر همهء دلسوختگانِ دفتری را از «الله» خواستارم.

 

ذره بین

 پ.ن: برای اینکه تفریحی کرده باشید متن پیام را در ادامه مطلب بخوانید.

(بیشتر…)