اکتبر 2008


چهارم آبان، زادروز پادشه درگذشته در غربت را گرامی میداریم. با سپاس از سرباز کوچک گرامی که وبلاگش از خواندنیهای این وبلاگکده است.

بازگوئی «جنايت و مكافات»
شجاع الدين شفا

…بسيار حرفهای خوب و بد در سالهای پس از انقلاب در باره محمد رضا شاه گفته اند، و بسيار تحليل های موافق يا مخالف از او كرده و نوشته اند، ولی باحتمال قوی اين صحيح ترين ارزيابی است كه تا كنون صاحبنظری در مورد پادشاه ايران بعمل آورده ا‌ست، زيرا اصل همه مشكلات در همين بود كه اين آدم (به گفته بی بی سی) «عوضی» بود. هم عوضی فكر می كرد و هم حرفهای عوضی می زد، و بدتر از همه اين كه اين حرفها را نه گاه بگاه، و نه از روی اشتباه يا از روی احساسات زودگذر، و نه بخاطر مصالح روز ميگفت، بلكه با اعتقاد راسخ و بصورت يك واقعيت مسلم، ميگفت و در فرصتهای مختلف تكرار می كرد» از وبلاگ سرباز کوچک

ذره بین

Advertisements

اگر آدمهائی مانند شادروان سعیدی سیرجانی در میان «ما» مات زدگانِ درمانده پیدا نمیشدند، امروز وقایع را جور دیگری میدیدیم، و بگونه ای دیگر خودنمائی میکردیم! خوشبختانه، این ستاره اقبال ایران بوده که، در آسمان ناباوریهای تاریخی چنان درخشیده که جاودانگی بزرگمردان و آزادیخواهان بی ادعا، میهن پرستان گمنام و سربدارانِ بیشمار را برای ایرانیان به ارمغان آورده.

در هفدهم مهر ماه سال یکهزار و سیصد و هفتاد و یک تازی، و در شرایطی که » رياست محترم جمهوري اسلامي»—رفسنجانی—همان دزدی که خر را با آخورش میبرد، به نیابت از طرف مقام «ولایت» به رسیدگی به اوضاع ایتام مشغول است، شادروان سعیدی سیرجانی نامه ای برای این «مقام» میفرستد و شرح احوال خود و کتابهایش را با همان زبانی که ویژه خودش است برای این «ریاست» به نگارش می آورد. بی گمان، نگارندهء این نامه میدانسته که زبان سرخش سر سبزش را بر باد میدهد، اما با اتکاء به بر حق بودن خویش است که تولیت جمهوری حق پرستان را مورد خطاب قرار میدهد و ادعای حقوق—اجازه توزیع کتابهای توقیف شده اش—میکند.

 

بخشی از این نامه را برایتان می آورم تا بدانید که «حق» را چگونه می ستانند! (بیشتر…)

با پای مجروح و دردِ پیل افکن نمیتوان نوشت.

ذره بین

  

اینهم تارنمای (وب سایت) شادروان احمد کسروی. از  «تاريخ پانصد ساله خوزستان» گرفته  تا «آذري يا زبان باستان آذربايجان،» بسیاری از آثار شادروان کسروی، بصورت فایلهای پی.دی.اِف. دراین تارنما،در دسترس خوانندگان علاقمند به کارهای این ایرانمرد بزرگ قرار دارد. با سپاس از گردانندگان این تارنما، شما خواننده باسواد و آگاه را تشویق میکنم تا بازدیدی هر چند ده ثانیه ای از این محل داشته باشید.

فیروز گرامی:

اینهم آدرس مقاله مذکور در وب سایت «نشریه» منفور :

http://fa.shahrvand.com/2008-07-14-20-49-09/2008-07-14-20-50-19/1114-2008-09-25-16-16-23

در میان آثار پژوهشی دکتر شجاع الدین شفا، » پس از هزار و چهارصد سال» ازویژه صلابتی  تحقیقی برخوردار است، و مرجعیست مستدل برای آندسته از خوانندگانی که به مطالعه پیرامون مذهب اسلام و سیر «تکاملی» وتاریخی آن در ایرانزمین علاقمندند. این کتاب بدوراز هرگونه تنگ نگری پژوهشگرانه و قضاوتهای آلوده به غرض، بقلم در آمده است.  «پس از هزار و چهار صد سال» نه تنها در برگیرنده دیدگاه دکتر شفا در پیوند با چگونگی اسارت ایرانیان در چنگال خرافه و اوهام و دستورات الهی «دین مبین» و تحول اندیشه ای ایرانیان( که بعضن بصورت واپس گرائی سیاسی و فرهنگی خود را نمایان ساخته)است بل که با نثری بسیار روان و ساده و به منظور بیداری و آگاهی نسل دیروز و امروز و فردا  بروی کاغذ آمده است.

بخشی از «سرآغاز» این اثر را برایتان برگزیده ام که امیدوارم مشوقی باشد برای ابتیاع این کتاب چند جلدی و خواندن آن. (بیشتر…)

در ابتدا تصمیم بر آن بود که گوشه هائی از یک «مقاله» چاپ شده در «شهروند» —نشریه ای «فارسی زبان» و چاپ تورنتو—را برایتان بیاورم، و قضاوت امر را بعهده خودتان بگذارم. اما، پس از قدری تامل به این نتیجه رسیدم که بهتر اینست که فتوکپی الکترونیکی مقاله کذائی را در اختیارتان بگذاریم تا بدانید که چاپ یک چنین مقاله ای، آنهم در چنین مقطعی از تاریخ کشورمان، آنهم نه بقلم یک پژوهشگر باسواد و آگاه و دانا و وارد به حوزه های زبان، تاریخ و ادبیات–که چنان آدمی نمیتواند چنین لاطائلاتی را سرهم کند– که توسط مزدورانی بی هویت و گمراه و نادان و کم دانش، با اهدافی خاص و سوئی مشخص به مناسبت روز «زبان مادری» انجام میگیرد.

 

و اینهم خود مقاله که سکن(اِسکن) شده! بروی هر تصویر کلیک کنید تا از نوشته های این بابا لذت ببرید! 

——————————————————————————————————————

 

 

 

 

 

 

 

 

با احترام، ذره بین

صفحهٔ بعد »