فوریه 2008


هم میهنانِ بسیار متوّجه، با دقّت، درستکار و … توّجه فرمایید:

 اگر چنانچه از مطلبی «خوشتان» آمده و یا خواهان دادن لینک به یک «تصویر» هستید، شرط ادب آنست که ابتدا از صاحب بلاگ اجازه کسب کنید و چنانچه این «اجازه» به شما داده شد، لااقل اینقدر جرات  و صداقت داشته باشید که «تیتر» مطلب را تغییر ندهید!  من نمیدانم چرا» ما» ایرانیها در انجام کارهای بی قاعده و خلاف اخلاق َسرآمدیم!

 

گوبین

در کشوری که پول بی پشتوانه مثل آب روان در بازارهایش در جریان است، مسئله «کمبود اسکناس در شب عید» کمی غیر معقول بنظر میرسد. البته چه چیزی در این جمهوریِ شکوهمندِ اسلامی معقول بنظر می آید، که این یکی؟

باری، در این چند روزِ آخرِ سال کهنه، بانک های اسلامی به بیماری «کمبود پول نقد» مبتلا و شدیدن باعث تکّدر خاطرِ مسئولین نظامِ مهرپرور گشته اند. مسئولین مومن و متعهد بانکها نیز برای تسهیل کار مراجعینِ مومن و صبور، در طی اقدامی بی سابقه ایشان را بدریافت دریافت چکهای (بی اعتبار) تشویق کرده اند، که صد البته مورد استقبال «امت شهید پرور» قرار نگرفته و موجبات دلخوری مامورین المعذور را فراهم آورده اند. رئیس بانک مرکزی هم که بسیار از ناراحتی مسئولین دلسوز اندوهناک گردیده بودند، در اقدامی بی سابقه تصمیم میگیرد تا «کمبود پول نقد» را تکذیب کرده و سوگند بخورد که اگر چنانچه  «امت غیور و خجالتی» برای بدست آوردن چندین هزار تومان به هر بانکی مراجعه کنند، مسئولین بانک ها ایشان را دست خالی و شرمنده راهی منزل نخواهند کرد.

ذره بین

در مراسم پایانی دومین جشنواره بین المللی شعر فجر در تالار وحدت تهران، محمد حسین صفار هرندی (سردارِ سابقِ سپاهِ پاسداران، از ارشدانِ گاردِ الیت ولی وقیح، و همچنین ادیتورِ سابقِ روزنامه نظام اسلامی «کیهان») در بابِ شعر میفرماید: «شعر هم دارای زیر بناست و هم دارای روبناست. و ادبیات بدون شعر، بی طراوت است».

از جمله سرگرمیهائی که رژیمِ انساندوست و مهرپرورِ اسلامی در درست کردن آن تبّحر دارد، سرگرمی جشنواره سازیست. رژیم اسلامی بدلیل ماهیت انساندوستانه ای که دارد دائم در فکر فراهم آوردنِ زمینه های شادی و شادمانی برای امت اسلامیست و لذا در این بیست و نه سالی که از خلالوش اسلامی میگذرد، جشنواره های فرح بخش «فجر» را با رنگ و لعابهائی گوناگون برپا داشته تا مردم را به جشن و پایکوبی (و صد البته از نوع اسلامی آن) وا دارد.

(بیشتر…)

 بنظر من، فراماسونهای انگلیسی با مطرح کردن بحث قانون شریعه و پیاده کردن آن در انگلستان دچار بزرگترین اشتباه شده اند. اسلام، متاسفانه، ذهنیت خلاق را نه تنها دوست ندارد، بل که بهیچ وجه من الوجوهی نمیتواند آن را هضم کند، که اگر اینطور بود که دیگر  گرگ و گرگ زاده بدنبال آن زوزه کشان براه نمی افتادند.

اما خوشم آمد از این اقای Ezra Lavant که محک کوبید تو دهن اون مرتیکه رئیس فدراسیون مسلمانان کانادا (Syed Soharwardy) و در عین حال یک حال درست و حسابی هم به «حقوق بشر» پرستان اسلام دوست.  مسلمانان صادراتی در اندیشه تسخیر غرب با اسلام ناب محمدی هستند؛ همان غربی که در مواقع لزوم از تسلیحات نظامی گرفته تا دلارهای آغشته بخونِ مردمان مغزباختهء کشورهای اسلامی، همه چیز در اختیار همان <تروریستهای> معروف میگذارد، و بعد هم اظهار بی اطلاعی میکند و خودش را بکوچه علی چپ میزند.

 لندن که شده <لَندَنستان> بزودی تورنتو هم میشود <اسلام آباد>، مونترال که بین اسلامی شدن و نشدن در حال نوسان است. کالیفرنیا که به مرکز تفریحات سالم و خانوادگی برای آقایان صادراتی در آمده است. در لاس وگاس هم که  سفره بِلَک جَکِ <حلال> پهن میشود، و در فلوریدا هم که با بیکینی به عزاداری سروران شهیدان میروند. در نیویورک هم که سوهو و آپر ایست ساید شده پاتوق برو بچه های رفرمیست و فلسطینیهای روشنفکر و اهل هنر. کافه های شیکاگو هم که بجای می سی سی پی بلوز از نوحه های عاشورای حسینی برای سرگرم کردن برادران اسلامی استفاده میکنند. در پاریس اما، اوضاع جور دیگریست، اونهم بخاطر اینکه فرنچ ها دچار بیماری شُل کن و سفت کن هستند. یعنی از یکطرف حجاب اسلامی ممنوع است، اما از آن طرف دیگر هاوس آو دیور، چادرهای اسپرینگ 2008 را به سفارش دخترهای تالیران رفسنجانی بتن مانکنهای برزیلی و آرژانتینی میکند و  آب از لب و لوچه برادرانِ مومن و متعهد سرازیر.  آز انطرف، الکساندرا مک کوئین هم به سفارش مریم خانم رجوی، د،(رئیس جمهوری که سالهاست در سالن انتظار کنگره اروپا چادر زده است)، و بنا به تقاضای همسر یاسر عرفات دست به ابتکارات جدیدی زده است که واقعن موجبات خوشحالی رئیس جمهور پادگانِ اشرف مستقر در دامنه شهر بغداد را فراهم آورده.  

  این است دیگر اوضاع اجناس بنجل و ارسالی!

 

ذره بین

 

خب از قرار، گرگهای گرسنه سپاه و بسیج، گله آخوندها را دوره کرده اند. باید دید کی «حکومت نظامی-سپاهی» برقرار میشود! حتی پیام تسلیت رهبر خلالوش اسلامی نیز افاقه نکرد! حالا باید دید این گرگها کِی یکدیگر را پاره خواهند کرد؟

ولی وقیح، سید علی تازیرانی، بمناسبت بدَرَک واصل شدنِ یکی از تازیانِ حزب الله لبنان به جهنم، پیام تسلیتی تقدیم به سید حسن نصرالله تازی نموده و اشک تمساح ریخته و لنگ فلسطینی اش را محکم تر بدورِ گردن کلفتش پیچیده.

و من در عجبم که چه کسی برای  مادران داغدارِ ایرانی پیام تلسیت میفرستد؟ مرگِ مردم سرمازده را چه کسی عزا میگیرد؟ جوانان اعدامی را چه کسانی دفن میکنند؟ برای گرسنگانِ قبرستان گرد، چه کسی نوحه میخواند؟ برای کودکان معتاد و زنان فاحشه چه کسی بر سینه خواهد کوبید؟ برای بیماران مسموم به گازهای شیمیائی اطراف شهرهای اصفهان، یزد، کاشان، کرج، و بوشهر، چه کسی کفن خواهد دوخت؟

ذره بین

 بیست و دوم بهمن ماه امسال، بیست و نهمین  سالروزِ مرگ ملّت ایران است. 

 

همین

 

گوبین

صفحهٔ بعد »