دسامبر 2007


نعوذبالله از آن قطره هایِ دیده شیخ                           چه خانه ها که از این آبِ کم خراب کند

شنیده ام که به دریایِ هند جانوری است                    که کسبِ روزی با چشمِ اشک بار کند

به ساحل می آید و بی حس به رویِ خاک افتد             دو دیده خیره به رخسارِ آفتاب کند

شود ز تابشِ خور  چشمِ او پر از قی و اشک            برایِ جلبِ مگس دیده پر لعاب کند

چو گشت کاسه چشمش پر از ذباب و هوامّ                به هم نهد مژه و سر به زیرِ آب کند

به آبِ دیده سوزنده تر از آتش تیز                          تن ذباب و دل پشّه را کباب کند

چو اشکِ این حیوان است اشک دیده شیخ                مرو که صید تو چون پشّه و ذباب کند

 

((«اشک شیخ» ایرج میرزا))

 

ذره بین

او را مردی با «عبای شکلاتی» لقب داده اند. دو سال پیش،هفته نامه ای بنام «چلچلراغ» مراسم «جشن چله» ای برگزار میکند و خاتمی با حضورش در این مراسم ملقب میشود به «مردی با عبای شکلاتی». او را «مرد» می نامند، و سید خندان نیز با کمال مسرت «مردی» خویش را به مدد عبای شکلاتی رنگش، و دوستان لابی گرش، در این گوشه و آن گوشه دنیا برخ این و آن می کشد.

(بیشتر…)

یلدا را برای برقراری مهر و روشنی، نیکی و شایستگی جشن میگیریم و شادی و نیکروزی را برای همگان آرزومندیم.

 

گوبین

این بخش از شاهنامه را از داستان ضحاک برایتان دست چین کردم، به امید آنکه دنباله داستان را در خود شاهنامه پی گیری کنید.

چو ضحاک شد بر جهان شهریار                         برو سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز                                برآمد برین روزگار دراز

نهان گشت کردار فرزانگان                               پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادوئی ارجمند                             نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز                             به نیکی نرفتی سخن جز به راز

پس از نیمروزتان دل انگیز بادا

ذره بین  

 

 

در بهار سال 1348، بدون هدر دادن وقت ذی القیمت، موسی خان قمی پس از افتتاح «مجلس اعلای اسلامی شیعیان» (چه نام پر طمطراقی!) از شیخ حسن خالد «مفتی اهل سنت لبنان» دعوت بعمل می آورد تا با «همفکری یکدیگر برای توحید شعائر، اعیاد، و فعالیتهای اجتماعی طوائف اسلامی» به چاره جوئی مشغول گردند. که از قضا مقبول هم می افتد، چرا که در سال 1349 موسی خان طرحی مدون را به پیشگاه «مجمع بحوث اسلامی» تقدیم میدارد و متعاقب آن به عضویت دائم این مجمع در می آید.

«شما را بخدا به این مردک قمی یک لا قبا نگاه کن، ببین از زمان هجرتش به لبنان به عضویت چه جاها که در نیامد و چه کارها که نکرد. حالا شما و من خودمان را پاره کنیم تا در این غربت یک گردهمائی شش نفره راه بیندازیم، مدون کردن طرح پیشکشمان» شازده با عصبانیت به خواندن بقیه امامی که دود شد، بهوا رفت ادامه داد.

باری، با این همه گرفتاری و بدو بدو کردن و نعلین به سنگفرشها سائیدن و عبا نخ نما کردن، موسی خانِ قمیِ خستگی ناپذیر، با کمال مسرت و شعف در سال 1349 «رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان» را گرد هم می آورد و کمیته ای بنام «دفاع از جنوب» تشکیل داده تا در برابر «تجاوزات رژیم صهیونیستی» چاره اندیشی کنند.  خلاصه نزدیکی روابط فی مابین مسلمانان و مسیحیان آنچنان گرم گشت که به سال 1353 موسی خان قمی «خطبه های عید موعظه روزه»(؟) را در برابر شخصیتهای گرانقدر مسیحی لبنان ایراد نموده و چون بسیار حظ میکند و تصمیم میگیرد تا از «کاردینالِ مارونیِ لبنان» برای ایراد «خطبه های یکی از نمازهای جمعه شهر بیروت» دعوت کند که یکهو آتش جنگ داخلی برافروخته میگردد، و بقول معروف ندای شعار «هیهات منه الذله» در کوچه های «عروس خاورمیانه» بگوش میرسد.

باقی در راه است…

ذره بین

تا اینجا رسیدیم که موسی خان قمی برای سرو سامان بخشیدن به اوضاع «طایفه شیعه لبنان» و همچنین «همسان کردن این طایفه» با دیگر «طوایف» در تمامی «عرصه های حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن کشور» به لبنان کوچ میکند. و از نخستین روزهای «هجرت» (در زمستان 1338) با طرح مبحث «گفتگو ، تفاهم و همزیستی» پایه های روابطی رفیقانه با تنی چند از رهبران دینی (مسیحیون و اهل سنّت) لبنان از جمله «مطران یوسف الخوری، مطران جرج حداد، شیخ محی الدین حسن» را بنیان میگذارد. در تمام مدتی که بحث «گفتگو، تفاهم و همزیستی» مطرح بود، موسی خان قمی که اکنون یلی برای خودش محسوب میشده  بهمراه رهبران مسیحی و اهل سنت در تمام مجالس عروسی و عزای «طایفه شیعه» شرکت می جوید، تا بدین ترتیب بدنیا حالی کند که «طایفه شیعه» میتواند و باید با «اقلیت های مذهبی» نشست و برخاست کند و یار و غمخوارشان باشد. برای اثبات حسن نیت خویش نیز، بعنوان رهبر «طایفه شیعه لبنان»، موسی خان قمی «در اوایل تابستان 1341 با حمایت خویش از یک بستنی فروش مسیحی در شهر صور» و صدور فتوای صریح خویش مبنی بر «طهارت اهل کتاب» کاری کرد کارستان. و شاید هم…که اصلن یقینن بخاطر همین فتوای بسیار بسیار مورد تائید آیات عظام مقیم فضیه قم و نجف بود که در «اواخر سال 1341 مطران گرگوار حداد به شهر صور» به دست بوس موسی خان قمی در آمد و با کمال خضوع از ایشان دعوت بعمل آورد تا بر برادران اهل کتاب منت گذارده و به «عضویت» افتخاری «هیئت امناء جنبش حرکت اجتماعی» درآیند.  و موسی خان نعلین بپا و قدیفه بکمر با دخول به «کلیساهای اهل کتاب» به گردن فرازیهای اسلامی پرداخت و سخنرانیهائی تاریخی در «دیرالمخلص»(در جنوب لبنان) و کلیسای «مارمون» (در شمال لبنان) کرد و بدین ترتیب قضیه بدانجا کشیده شد که تعدادی از نسوان ترسا دل در گرو مهر موسی خان قمی نهادند و تصمیم گرفتند جز به او چهره به دگری آشکار ننمایند. و بدین ترتیب بود که ملت مسیحی لبنان توجه اش را به محصولات قم معطوف داشت ومقدمات جنجالی بسیار عظیم  در خاورمیانه فراهم آمد.

 در تابستان 1342 آوازه شهرت موسی خان قمی چنان از دروازه های لبنان به بیرون رفت که حضرتش با نیت انداختن «طرحی نو جهت همفکر مراکز اسلامی» به سفری دو ماهه به «کشورهای شمال آفریقا، مصر، الجزایر و مغرب» رفت، که از قضا سفری بسیار موفق از آب درآمد. و چنین شد که موسی خان قمی شد پدر جّد «گفتگوی تمدنها» و «گفتمان مذاهب» و «گفتگوی شرق و غرب» و خلاصه نامش در تاریخ گفتمانهای تاریخی ثبت گردید.

باری، در سال 1344، موسی خان نخستین دور «گفتگوی اسلام و مسیحیت» را با حضور نوابغ این دو دین ابراهیمی رهبری نمود و در «موسسه فرهنگی الندوه البنانیه» از آن رهبران با سوهان قمی و پسته رفسنجانی و سوسیس آلمانی و نان پیتای عراقی پذایرائی اللهی نمود. و حتی پس از جنگ شش-روزه اعراب-اسرائیل (1346) شتابان به سوی رم شتافت و درمحضر پاپ ژان پل اول در واتیکان مراتب تاسف و تاثر علمای قم، نجف، و لبنان را به ایشان ابلاغ داشت و اظهار نمود که اسلام دین صلح دوستی است و شیعیان از تمام مسلمانان صلح دوست ترند.  الغرض موسی خان که از آب و هوای اروپا و دست و دلبازی مردمان این سرزمین در پذیرش رهبر طایفه شیعه به وجد آمده بود تصمیم گرفت که از سال 1347 به «عضویت مرکز اسلام شناسی استراسبورگ» در آید  و آثاری گرانقدر چون «مغز متفکر جهان شیعه» را بیافریند!

هنوز ادامه دارد…

ذره بین

هم میهنان عزیزی که بیصبرانه پشت درب این منزل بست نشسته اید تا بقیه امامی که دود شد و …را بخوانید، قسمت ششم سریال در حال پرداخت است، در اسرع وقت برویت شما خواهد رسید؛ با ملات و بسیار چرب و چیل!

صفحهٔ بعد »