آیا میدانستید که در پس داستان محجبه شدن نسوان لبنانی «رازی» نهفته است که سَر در بیت المسلمین قم، نجف، فلسطین و جماران دارد؟

اگر احیاناً چیزی در مورد این راز نمیدانستید، پس از خواندن باز-چاپِ  گفتگوی راپورترِ روزنامه «شرق» (از جمله  بازداشتی های اخیر) با آبجی ربابه صدر(بنتِ جانشین آیت الله حائری، موسس حوزه علمیه قم، نوه حاج آقا حسین قمی نتیجه جانشین آیت الله ابولحسن اصفهانی رهبر «قیام مردم مشهد بر علیه رضا خان») درسایت حاج محسن و شرکاء، به یک چیزهائی پی خواهید برد. البته پُر واضح است که به «ما» مربوط نیست اگر چنانچه زاد و رود خلف موسسان حوزه علمیه قم همان رهبران حزب الله  درلبنان و ایران هستند، اما برای خالی نبودن عریضه مجبوریم که صفحات این بلاگ را پُر کنیم، تا چشم دشمنانمان کور شود و آب زرد از بینی هایشان سرازیر گردد.

 آبجی ربابه صدر، خواهرِ برادر امام موسی صدرِ «ربوده شده» (اِی بر پدر معمر قذافی لعنت که یادش رفت امام خمینی را هم بدزدد و خیال ملت ایران را برای ابد راحت کند!) چند هفته پیش سفری به ایران داشتند، که اگرچه کوتاه مدت بود اما بسیار پربار و مفید محسوب شد. نخست آنکه ما فهمیدیم که هستند کسانی که در قم متولد شده اند اما با شناسنامه لبنانی به این ور و آنور دنیا میروند و کسی هم باهاشان کاری ندارد. دوم آنکه چنانچه از قم به لبنان مهاجرت کنید ممکن است که مثل آبجی ربابه «نه تنها واژه هائی از زبان فارسی را به فراموشی» بسپارید، بلکه یحتمل است که «برخی دغدغه های اجتماعی سرزمین پدری را نیز از یاد» ببرید. و سوم آنکه بدلیل آنکه «تحولات و رخدادهای لبنان با سرعتی بالا» در این «سرزمین کوچک اما تاثیر گذار» در حال انجامند شما مجبورید همه چیز را در مورد پیشینه خود از یاد ببرید.

 آبجی ربابه در این مصاحبه کوتاه، اما بسیار جالب، با روزنامه توقیفی-تنبیهی در مورد اندیشه برادر امام موسی و نقش ایشان در محجبه کردن کمونیستهای (سابق) مونث لبنانی، و همچنین پیرامون «نقش جایگاه زنان در اجتماع» جنوب لبنان به سخن نشستند. و همچنین در مورد «تعادل» رفتاری امام موسی و «محبت و انسانیت» و روش های مترقی ایشان در زمینه «گفت و گوی بین اسلام و مسیحیت» سخنانی گفتند که واقعاً بنده را شیفته شخصیت این شخص ربوده شده کرد. از جمله ترقی خواهی ایشان اینکه آبجی ربابه را برای تحصیلات دانشگاهی به ایتالیا فرستادند و اکنون نیز سالنهای مد لباس گوچی و دیور از ایشان دعوت کرده اند تا چادرهای 2009 مخصوص بهار را ایشان طراحی کنند.

و اما این امام موسی صدری که در میان زمین و آسمان به غیبت رفتند از «جمله روحانیونی بود که نظرات مترقی در خصوص مسائل اجتماعی ارائه میداد» و همانطوریکه مستحضرید این ترقی خواهی ایشان منجر به «انقلاب عظیم فرهنگی و فکری جنوب لبنان شد» که از همان جنس «انقلاب عظیم اسلامی» در ایران بود ، البته با کمی تفاوتهای ناچیز. برای مثال به محض ورود برادر امام موسی به لبنان و تاثیر تعالیم ایشان در «ذهن پیروان اندیشه های مارکسیستی» تغییراتی پدید می آید و نسوان چپی به اسلام میگروند ، در حالیکه در ایران رفقای حزبی و بچه های اشرف دهقانی بدست اسلامیون ترقی خواه شکار میشوند.

«ملت جنوب لبنان» (که خودش ملتی مستقل از بقیه لبنان بخصوص شهر بیروت است) از برکات چنان انقلاب «عظیم و فرهنگی» صادره از حوزه علمیه قم در ایران، جنوب لبنان را در عرصه های فرهنگی، اقتصادی، اسلامی به چنان شکوفائی رسانده اند که آن را به «یکی از کانون ها و قطب های تشیع و اسلام گرائی…با ویژگیهای خاص خود» تبدیل کرده اند  که این تبدیل در نوع خود بی بدیل است. و اکنون هم که به برکت وجود سید حسن نصرالله، توسعه های سیاسی-اجتماعی-فرهنگی-و شیعی جنوب  لبنان را  آنچنان فرا گرفته که همه دنیا میخواهند مثل لبنان بشوند، و همه اینها بخاطر همان زمینه سازی است که امام موسی با یاری برادر چمران و صادق طباطبائی انجام دادند؛ البته برادران ایرانی با سعه صدر جیبهای مبارک را تکان داده اند و میدهند تا این انقلاب عظیم لبنان به انقلاب عظیم و اسلامی ایران پیوند بیشتری بخورد که زحمت آیت الله حائری و آیت الله صدر الدین و بقیه آیات بزرگ حوزه و حزب الله به هدر نرود.

 بقول مصاحبه گر روزنامه توقیفی «شاید اگر امروز امام موسی صدر در میان ما بود، اندیشه های او راهگشا بر دردهای روزگار ما بود». به عقیده شازده «به یک چنین روزنامه ای که یک چنین گفتگوهائی انجام میداده باید تشویق نامه میدادند نه اینکه درب آن را پلمپ کنند».

ذره بین     

 

Advertisements