فوریه 2007


pattern3-another-pic-of-the-destroyed-dam.jpg

سه روز پیش که سد باستانی دیده گان را خراب کردن، بغیراز»سرباز کوچک»  هیچکی جیکش در نیومد. نه یه نهاد ایرونی، نه بقالی سر کوچه ننه بزرگ رئیس جمبون اسلامی( پا رکاب  داش مهدی چاه نشین)  نه رهبر ان قلاب، نه اون کوسه، که بقول شازده » تالیران ایرانه این مرتیکه کوسه. اگر همه آخوندها رو هم بدار بکشند این حرامزاده با فینه عثمانیش سوار هواپیمای شخصیش میشه و به پیشواز آقاخان به لنده میره. »  شاید هم بقول شازده  «ایرونی ها رو مگس تسه تسه زده که صداشون در نیامد. زمان قبل از انقلاب به ولیان که استاندار بود گفتند قیمت پرتقال گرونه. گفت: آقا گرونه ؟ نخرید بذارین مغازه دار ضرر کنه. دو روز که بگذره قیمت پرتقال هم پائین میاد.  ولیان مادر مرده اینرا بگه و تو مشهد و زاهدان و تربت حیدریه و قزوین و رشت و شهسوارمردم بریزن تو خیابونا و خلاصه…» 

قبلن هک بهتون گفته بودم که شازدهِ دربدر بدجوری از دست این اسلامیون شکاره.

برگردیم سر سد خراب شده. این سد در زمان هخامنشیان ساخته شده بوده، اونم واسه اینکه جلوی سیلابها رو بگیره و آبها را ذخیره کنه. این سد که نزدیک به 2500سال قدمت داشته در اثر «سهل انگاری»  یک  «شرکت خصوصی»  که با بولدوزرهای خصوصیش مشغول خاکبرداری بوده تا حد بسیار زیادی از بین رفته.  اینجا رو از خود سایت خبرگزاری میراث فرهنگی جمهوری بسیار فرهنگ دوست اسلامی براتون کت میکنم تا خودت بخونین،یکوقت نگین ذره بین حرف از خودش در میاره.

 «دكتر محمد جعفر ملك‌زاده، دبير كميسيون عالي سدسازي سازمان آب منطقه‌اي استان فارس با اعلام اين خبر به ميراث خبر گفت: «سد هخامنشي ديده‌گان كه اخيرا در حين بررسي منطقه شناسايي شد از نظر مهندسي بسيار ارزشمند است.» وي كه خود را كاشف سد مي‌داند به ميراث خبر گفت: «اين سد هخامنشي، يك سد خاكي با هسته رسي و پوسته سنگي است كه مي‌توان گفت در دنيا بي‌نظير بوده و نمونه آن تا كنون ديده نشده است. اما فعاليت ماشين‌آلات خاكبرداري يك شركت خصوصي باعث تخريب بخش‌هايي از آن شده است.» 

 تازه بقول این آق مهندس کاشف اینجوری که پیداست «نیازی به فعالیت بولدوزرها در این منطقه نبوده «.  حالا یکی نیست از این کاشف اسلامی بپرسه، «تو که خودت این سد را کشف کردی نباید میفهمیدی که این بولدوزرهای شرکت خصوصی برای چی دارن خاکبرداری میکنن ؟»

 نه لابد این مهندسه رو هم مگس بد مصب تسه تسه زده بوده، یا رفته بوده سر موال خبرش سر سبک کنه که اینقدر خشکی روده داشته که چند وقتی سر موال چمباتمه میزنه و تا بخودش میاد که سد را خراب شده میبینه.

شاید هم  بقول شازده،  «مملکتی که صاحب نداره، میراث فرهنگی میخواد داشته باشه؟ میراث فرهنگی را ملتی حفظ میکنه که اهل فرهنگه و با تاریخ سرزمینش آشناست.» 

 اما من میگم سرتون سلامت، سد میخواین چیکار؟ اسلام رو بچسبین که یکوقت باد نبردش. یا برین سر چاه وایسین و مهدی مهدی کنین. فقط بپاین زیاد جیغ نکشین که یا باد فتق میگیرین، یا بواسیرتان عود میکنه.  

ذره بین

Advertisements

آقا این پدر جدّ بلاگرهای ایرونی هر روز یک جور قر و قمیش دو آتشه برای اثبات وجودیت وعرض بندگی به درگاه آقای منقلی، همون رهبر معلق ان قلاب اسلامی، میاد. حق هم داره طفلک. لوند نیست که هست، باباش حجتیه ای نیست که هست، اسرائیل نرفته که رفته، حمس نخورده که خورده. با این کارنامه درخشان میخواین بابا ناز و اطوار نداشته باشه؟ اونهم این آدم؟! عکسهاشو دیدین؟! راجع به فتوو جنیک بودنش که بابا کت راک هودسن را از پشت بسته. صداش هم که جدیدن از طریق رادیو هد هد، که توسط بابا جونش و بقیه بازاریهای تهرون هزینه هاش تامین میشه، پخش میشه دل از صغرا خانم و محسن آقا برده. حالا من نمیدونم چرا بلاگرهای ایرونی اینقدر مته به خشخاش میذارن تا حال این بابا را بگیرن و ثابت کنن که این بابا میشنگه؟! شاید هم بقول خود خوشتیپش ایرونی ها حسودن و چش ندارن موفقیت این نابغه قرن را ببینن. کسی چه میدونه جریان چیه؟ اما مخلص کلام اینکه که بعضی ها که حالا من نمیخوام اسمشون رو اینجا ببرم تا آبروشون بره، میگن: » اینطوری که بوی گند قضیه خبر میده، ته این پدر جد بلاگ نویسهای ایرونی بدجوری زرده.» من شخصن معتقدم که رنگ زرد علامت عشقه، حالا اگر تصادفن زرد آب و مدفوع هم زرد از آب در اومدن، تقصیر این لوند وبلاگی چیه؟ دشمنی این ندید بدیدهای بلاگی با این پاپا بزرگ بلاگرهای ایرونی اینکه این بابا خوش تیپ و تو دل بروست. میگین نه از اون خوش تیپهای انگلیسی که با هاش دوستن بپرسین. اصلن چرا راه دور برین، از دو تا زوجه های مطلقه اش بپرسین.

 

البته بعضی از دوستان معتقدند که خیلی ها با این بابا مشکلات دارن. نه بخاطر اینکه با پول انگلیسها رفته به اسرائیل تا یک دور دستمال گردونی دبش تحویل تل آویویها بده، نه جون شما. کور شه اونی که نمیتونه ببینه این لوند وبلاگی چطور پوند انگلیسی را خرج میکنه و سیگار مالبورومیکشه و جلوی آیئنه حموم خونه «دوستان» و یا توی «متل» نیمه لخت وا میسته و از خودش عکس میگیره، نه جون شما، مسئله این حرفها نیست! بنده شخصن به مجله جی کیو تلغراف کردم که این گوگولی مگولی ما رو تحویل بگیرن و چند تا عکس تمام لخت ازش بگیرن، تا چشم اونهائی که نمیتونن این مسلمون بدون دین را لخت ببینن از کاسه در بیاد! همینه دیگه خوشتیپ که باشی همش پشت سرت حرفه! حالا هی بیا خودت جر بده و با روشنفکر های اسرائیلی که راجع به ان قلاب اسلامی نوشتن مصاحبه کن، مگه این ایرونی های حسود قدر میشناسن؟! مخلص کلام اینکه اونهائی که از این بابا خوششان نیماد میگن: خوشتیپی این آدم به کنار، سکسی بودنش هم یک کنار، چیزی هم داره همه رو عذاب میده دهن گشاد این آدمه که مثل دروازه غار، همیشه وازه!

قربونت برم ذره بین؛ بیضه های اسلام از نوع باد فتق . همیشه دردناک است و متورم و به همین سبب بد قیافه. به زبان دیگر بیضه های اسلام حساس هست. این دین مبین اشغالگرهمینظور به اشغالگری ادامه میدهد. هزارو چهارصد سال است که از اشغال اسلامیان در ایران و کشتن ایرانیان می گذرد. متاسفانه ایرانیان هنوز نتوانسته اند یک بار و برای همیشه این دشمن ایران و ایرانی را از ایران بیرون باندازد، بر خلاف بعضی ها خودشان را به کون اسلام پیوند داده اند. با این که اعراب ایرانیان را بیگانه میبیند نه خودی، اما بعضی ها با اسرار خارقالعاده ای به بیضه اسلام خود را هنگاویز کرده و روز و شب به واکس زدن مشغولند.

درود بر ذره بین

بلندگو

 

فدات شم دزه بین، اگه من رو از امدن شازده خبر کرده بودی، میامدم مثل تیر غیب می خوردم بهش. آخه یکی نیست به این شازده بگه: بجای غر زدن اگه سر کیسه رو شل میکردی و زبان انگلیسیت هم خوب بود، الان مجبور نبودی اینهمه ناراحتی تحمل کنی. میگی چرا؟ چطور فاطمه خانم، سکینه کماج، حسین بی ی و حسن با ی مشغولند برای مردم ایران آش می پزند و شعله زرد پخش میکنند اونم نه فقط برای ایرانیها و در ایران بلکه در سطح بین المللی،اما شازده با همه شازدگیش نتوانست یک بیزینس دیل با چهارتا خارجی با نفوز برقرار کنه تا ایران و ایرانی را برای یکبار و همیشه از اینهمه فلاکت و خاکبر سری نجات بده. آخه من و توی مفلص که کاری از دستمون بر نمیاد میگی چرا ، چون نه من سکینه م نه تو شازده. تصدق برم دست رو دلم نزار که مثل آبهای خزر سمی و پر از رفت اومد بیگانه. ذره بین، فدات شم، دفعه دیگه جلو شازده سیر و سرکه بذار بجای شیرینی. شیرینی به مذاق بعضیها شیرین نمیاد . البته من اگه جای تو بودم بهش کوفت میدادم. اما میدونم تو خوش قلبی.درود بر ذره بین، ذره بین خوش جبین.

 

بلندگو

آدمیزاده و فکر و خیالاتش. آدم اگر فکر نکنه چیکار کنه؟! به هر کدوم از این وبلاگهای ایرانی که سر میزنم خبری از مسائل داغ نیست. انگار که همه آب شدن و رفتن تو زمین. هیچکی نمیگه بابا مملکتمون داره از دست میره بیاییم یه کاری کنیم بلکه تونستیم یک خاکی توی سرمون بریزیم و از وضعیت فلاکت بار خلاص بشیم. اما نه، ایرونی بیشتر از اینهم که بهش فشار بیاد، یا باید نشئه کنه،یا عرق سگی بخوره و یا  هزار جورلات بازی در بیاره اما تنش رو تکون نده  که یک کاری برای مملکتش کنه. چرا؟ چون ایرونی حوصله نداره بخواد «بنیادین» به بدبختیهاش نیگاه کنه. ایرونی از درد و رنج خوشش نمیاد. ایرونی عاشق درد و رنجه. ایرونی اومده خارج از مملکت تا پول در بیاره و حالش رو کنه. اونهایی هم که موندن تو ایرون، دارن زجر میکشند تا بلکه  دیگر هموطناشون راحتتر مملکت را بچاپند. هفتاد میلیون آدم و یک دسته ملای ته نشسته افتادن بجون مملکت و…

آدمیزاده دیگه فکر نکنه چکار کنه؟!

جونم واستون بگه همین پریشب بود که شازده قشم شم اومد یک تک پا پیش مخلصتون ونشست به حرف زدن. برایش میوه اوردم دست نزد، زولبیا بامیه اوردم، اگر تو خوردی اونهم لب زد. خلاصه از شیر مرغه تا تخم شتر هرچی تعارفش کردم دست رد به سینم زد. ما هم دور از جونتون یک کمی صفرا بلغمی هستیم، ترش کردیم اما برسم مهمونداری چیزی بروش نیاوردیم. مخلص کلام اینکه شازده خیلی دلخور بود، کلاف کلاف. از دست اخوند ها و تخم جن های دست پروده شون شاکی بود. بینوا بد جوری دلش پربود. هرچی گفتم شازده جون خونت را کثیف نکن اونهائی که اوردنشان میبردشون، بهش کارگر نیفتاد که نیفتاد. تا اینو گفتم پرید بهم که : تقصیر ادمهای یک لا قبائی مثل تو جونوره که مملکت داره از دست میره. گفتم شازده جون مام که مثل خودتیم، خراب و اواره.  هی بینوا شازده که  با دل و دماغ پر اومده بود و با دل و دماغ پر هم رفت.

ذره بین

آقا ما با این دم و دستگاه مشکل داریم،به کی بگیم. دردمون که یکی دو تا نیست برادر. از ماشین بنالیم، اززمونه بنالیم، ازدست پسر همسادمون بنالیم، دردمون یکی دو تا که نیست بخدا!

صفحهٔ بعد »