در ابتدا تصمیم بر آن بود که گوشه هائی از یک “مقاله” چاپ شده در “شهروند” —نشریه ای “فارسی زبان” و چاپ تورنتو—را برایتان بیاورم، و قضاوت امر را بعهده خودتان بگذارم. اما، پس از قدری تامل به این نتیجه رسیدم که بهتر اینست که فتوکپی الکترونیکی مقاله کذائی را در اختیارتان بگذاریم تا بدانید که چاپ یک چنین مقاله ای، آنهم در چنین مقطعی از تاریخ کشورمان، آنهم نه بقلم یک پژوهشگر باسواد و آگاه و دانا و وارد به حوزه های زبان، تاریخ و ادبیات–که چنان آدمی نمیتواند چنین لاطائلاتی را سرهم کند– که توسط مزدورانی بی هویت و گمراه و نادان و کم دانش، با اهدافی خاص و سوئی مشخص به مناسبت روز “زبان مادری” انجام میگیرد.
و اینهم خود مقاله که سکن(اِسکن) شده! بروی هر تصویر کلیک کنید تا از نوشته های این بابا لذت ببرید!
——————————————————————————————————————
با احترام، ذره بین




اکتبر 8, 2008 at 12:57 ق.ظ
ذره بين گرامی، صفحه ٣ با اين جمله به پايان ميرسد كه “پس ما می توانيم ضمن حفظ زبان مادری، زبان انگليسی را به عنوان يك وسيله….”، و در صفحه ٤ می خوانيم كه “…زبان انگليسی شود، بالطبع امكانات يادگيری آن را فراهم خواهيم كرد”. صفحه ای در اين ميان نبوده؟ من گمان می كنم يك و يا دو خط از پايين صفحه ٣ كپی نشده.
اکتبر 8, 2008 at 5:00 ق.ظ
سرباز کوچک گرامی:
اگر تلاشی دوباره داشته باشید، و کلیکی بروی تصاویر بزنید–بدون آنکه آنها را در new page نظاره گر باشید–میتوانید تمام نسخه اسکن شده را بخوانید. در ضمن اگر اشتباه نکنم، میتوانید “مقاله” را از طریق وب سایت همان نشریه منفور پیداکرده، و نظاره نمائید.
اکتبر 10, 2008 at 2:57 ب.ظ
سلام ذزه بین گرامی
من از ایران نتوانستم صفحات اسکن شده مقاله ها را دانلود کنم و بخوانم
میشود وب سایت این نشریه منفور را برایم کامنت بگذاری
سپاس