باری،از آنجائی که جمهوری اسلامی، جمهوری نشر اکاذیب و ارعاب و ارتشاء است، هنگامیکه گَند یک پرونده ای چنان فضای مجلس را آکنده میکند که حتی مجمع تشخیص مصلحت نیزمجبور میشود تا پنجره های مهر و موم شدهء مجلس را باز کند، تازه آنهنگام است که سران رژیم به تک و تا می افتند که رفع و رجوع کنند و بقول قدیمیها سر و ته قضیه را هم بیاورند. و لذا با بافتن دروغی دیگر که هم شاخش کوتاه تر است و هم رایحه دل انگیز تری دارد به مخدوش کردن پرونده میپردازند تا با دروغهای بعدی که در آستین آماده دارند به جنگ پرونده های دیگر بروند. حال این روال تهوع آور دروغ پردازی در ایران و رسوخ فرهنگ دروغ پرستی در لابلای ذهن مردم خرافه پرست و دهان بین تا چه اندازه خانمانسوز و روان آزار است این میشود بحثی که جامعه شناسانِ متبحر باید بدان بپردازند.
بهر حال، استخوانِ مدرک دکتری “وزیر کشور” بدجوری در گلوی حکومت اسلامی گیر کرده و کار بجائی کشیده که نه تنها مدرک دکتریش را پس گرفتند بل که متقاعدش کردند که یک اعترافکی بکند تا مشمول امتیازکی بابت گذرانیدن “دوره های لیسانس و فوق لیسانس به طور همزمان” بشود تا لااقل برای خر رنگ کردن هم که شده یک رای اعتماد از مجلس لاریجانی دریافت دارد!
ذره بین
اکتبر 2, 2008 at 3:58 ب.ظ
مدرکم(فوق لیسانسم) بخوره تو سر هرچی دشمن ایران وایرانی
قربون مدرک سیکلم برم که معصومانه داره خاک میخوره و کسی ازش سراغی نمیگیره
دیر زی ذره بین نیکو سرشتم
اکتبر 2, 2008 at 4:27 ب.ظ
فیروز گرامی:
از خاک خوردن مدارک نگو که داستان زیاد است !!!
شما هم نیک و پایدار زی