“در فرهنگ ایران اصالت خانوادگی مساله ای بوده و هست*. کسی که از شرافت نسب و نجابت اصل خود باخبر باشد ناچار است برای حفظ این سرمایه معنوی بیش از دیگران مواظب گفتار و رفتار خود باشد. ظاهراً با توجه به همین واقعیّت است که در هر فرصت و موقعیِّتی دشمنان عظمت ایران و نژاد ایرانی با همه نیروی اهریمنی به کوشش برخاسته اند که نام نیک رفتگان را ضایع کنند و بر دفتر افتخارات موروثی این ملت خط بطلان بکشند، تا جوان بی از خبر از گذشتهء تاریخی، خود را در جهان آشفته بی اصل و نسب پندارد یا بد اصل و بد نسب؛ و بر اثر این پندار غرور ملی خود را از دست بدهد و تسلیم هر حقارت و ذلتی شود و تن به هر پستی و رذالتی بدهد.” (ضحاک ماردوش: گزارش سعیدی سیرجانی. ص. 107)

 

 

 

 

*”یادمان باشد که اصالت و نجابت ربطی به تمول و ثروت ندارد”. 

 

 

و اینرا نیز به یاد داشته باشیم که نویسند گانی از این دست، جانشان را بر کف دست گذاردند تا من و تو نانی را که به  “آسانی” به کف نیاورده ایم به غفلت نخوریم!

 

ذره بین