پیش از آنکه به خواندن این نوشته مشغول شوید، باید درحاشیه توضیحی مختصر داشته باشم درباره اتلاف وقت با ارزشِ خودم و نگارش پیرامون خزعبلاتِِ سخیف گو و جُلُنبری بنام احمدی نژاد.
اگر احمدی نژاد نعل بندی بود که در گوشه ای از یک کاروانسرای دورانِ سلطان سلیمانِ (اول) صفوی (ملقب به “صفی علیشاه”) بساط نعل کشی پهن کرده بود و داستانهای آنچنانی میبافت و دعوی رفاقت با امام زمان را میداشت، لغت پراکنی های سفیهانه و منفعت جویانه اش تاثیری در جمله بندیهای امورات کشوری نمیداشت، و تنها این وجود منحوس و خیالاتی و حقه بازش بود که منافع شخصی افراد ساده لوح و کودک مغز را به خطر می انداخت، و باعث آلودگی اجتماعی میشد. اما، از آنجائیکه احمدی نژادِ چرندگو و امام زمان پرست رئیس جمهور کشور ایران است و در هر مراسمی و به هر مناسبتی لاطائلاتی عجیب و غریب بخورد انسانهای “خادم” و خیالاتی میدهد، من هم بعنوان یک ایرانی آواره وظیفه دارم که سخیف گوئیهای این دلقک مسخره و خیالاتی را زیر ذره بین برم.
چرا که باعث شرم است که در سده بیست و یکم (میلادی) ملتی با هوش و ذکاوت در لابلای چرخ دنده های تیز و بیرحم دستگاه مخوف شیعه سازی آخوندهای جُلُنبُر، و زیر شلتاقِ لات ها و چاقوکشان و قداره بندان سابق در حال لِه شدن باشد و یک دیوانهء خیالاتی امور کشوری بسیار کهن را، بدستور اربابانِ دون صفت و تازی پرست و جیره خوار دول “قدرتمند و پیشرفته” بدست گیرد و ما همچنان بنالیم و هیچ تکانی نخوریم!
این توضیحات مختصر را آوردم تا بدانید که چرا در مورد “سخنان” شخصی مانند احمدی نژاد باید نوشت!
باری، اکنون برسیم به لغت پراکنی دکتر رئیس جمهور در “مراسم تکریم و تجلیل از خادمان قرآن کریم“. از آنجائیکه این جمهوری، جمهوری اسلامیست، و قانون اساسی اش نیز بر اساس قوانین اسلامی تنظیم گردیده و اسلام بدون “قرآن” نیز یعنی کشک، لذا باید “مامور” و “خادم” تربیت کرد، تا هم از تبدیل شدنِ “قرآن کریم” به کشک جلوگیری بعمل آورد و هم دستورات “قرآن کریم” را در مورد ترویج صنعت “خادم” سازی اجرا نمود تا “امام زمانِ” همیشه-حاضر در نشستهای دولت نهم از شیعیانِ انقلابی راضی گردد! و”خادمان” که عده ای “قاری و مفسّرِ” خارج از حوزه و عاشق کلام … هستند” وظیفه دارند تا با حضور انقلابیشان در عرصه گسترشِ “فرهنگ اسلامی” به “خدمت” در راه “حفظ و حمایت ازحرمت قرآن” مشغول گردند و محقانه از حمایت ریاست جمهوری برخوردار. و احمدی نژاد در مراسم “تجلیل” از چنین خادمانیست که با شجاعت تمام اعلام میدارد که، “قرآن کتاب همه هستی…زندگی…تاریخ بشری است، زیرا دراین کتاب سرنوشت تمام اقوام و ملل بیان شده است”.
بقول شازده: “اگر با بیانات قرآنی جلو برویم، باید فاتحه نصف این دنیا را همین الان بخوانیم، و کفنی هم برای آن نصف دیگرِ دنیا بدوزیم که مزین به امضای چهل مومن باشد، چون مسلمانی اختلاف چندانی با مردگانی ندارد.”
اما احمدی نژاد مصِّر است که “قرآن برای هدایت بشر آمده است…هدایت متقین. و اولین ویژگی متقین ایمان به غیب است وگرنه هدایت و تقوایی رخ نمیدهد”. بزبانی دیگر، اگر چنانچه کسی به امام دوازدهم شیعیان باور نداشته باشد، بنا بر دستورات رئیس جمهوری اسلامی، نه “هدایت” پذیر است و نه “متقی” و یقیناً محروم از دریافت “فیض اللهی”. چرا که “واسطه فیض اللهی امام (زمان) است” و “قرآن بدون ایمان به امام” مفهومی ندارد. از نقطه نظر احمدی نژاد، “قرائت قرآن و تفسیر قرآن بدون امام” میتواند “سرگرم کننده باشد اما هدایتگر” نخواهد بود! و اما وظیفه “خادمان قرآن کریم” آنست که با عشق به امام غایب قرآن را قرائت کنند و دستورات آنرا با قاطعیت و عشق به آقا امام غایب اجرا نمایند، چرا که رئیس جمهور اینچنان میخواهد و مولایشان چنان می پسندد. (البته اینرا در پرانتز بگوییم که در جمهوری اسلامی از پاسدار گرفته تا معاون دانشگاه تا رئیس نیروهای انتظامی همه در راه عشق امام و اجرای دستورات اللهی و قرآنی قدم بر میدارند!) و در نظر داشته باشیم که این همه اِهن و تُلُپی که دور و بر روابط امام غیبی و هیئت دولت نهم را فرا گرفته، از صدقه سرِ “کراماتِ” این کتاب “کریم” و عشق به “غیب” است. لذا “خادمان قرآن وظایف سنگینی” دارند که از جملهء آنها، پراکندن عِطرِ دل انگیزِ قرآن در “فضای کشور” است. چون همانگونکه رئیس جمهوری با صراحت تمام اعلام میدارد :” ما به برکت قرآن در اینجا قرار گرفته ایم و اگر اختیار تصمیم گیری داریم باید از این اختیار و از این فرصت در راستای ترویج مکتب قرآن و فرهنگ قرآن استفاده کنیم” زیرا که “قرآن کتاب سرنوشت و نجات بشریت است و راهی جزء بازگشت به قرآن نداریم“.
از آنجائی که اینروزها “قرآن کریم” به تمام زبانهای زنده و مرده دنیا ترجمه شده است و نامش نیز در لیست پرفروشترینهای نیویورک تایمز آمده و من هم سواد قرآنی ام بسیار اندک است، لذا وارد معقوله “محتویات” این “کتاب کریم” نمی شوم. و فقط بهمین نکته بسنده میکنم که آگاهی “ما” ایرانیانِ تیره بخت به “حقایقِ” انکار ناپذیر این ” کتاب آسمانی” تفسیر گردن کلفتی مانند تفسیر المیزان را بی مقدار و میزان میسازد! و اما اندر باب پسوند “کریم” که به همت شیعی گرایانِ تازی صفت در انتهای اسم “قرآن” قرار گرفته است و رونق تازه ای به کار و کاسبی مذهب بازان اعطاء نموده. همانگونکه مسبوقید، در زبان عربی “کریم” صفتیست “عالی” که معانی مانند بخشنده، زیاد، و سخی (لغتی عربی) را القاء میکند و به کسی و یا چیزی می چسبد که یکی از مفاهیم یاد شده را نمایانگر باشد. اما، هنگامیکه به تاریخ اسلام رجوع میکنیم و “فتوحات” آنرا بر میشمریم و نگاهی حتی سرسری به تعالیم این “مذهبِ آسمانی” می اندازیم متوجه میشویم که با توجه به آنچه در عمل از مسلمانان و پیامبر اسلام سر زده و تاریخ هم گواه آن است، “کریم” حقی ندارد که “صفت” باشد، که “اکرام و تکریم” از مصادر متعدی اند و بس، که “کرامت” لغتیست بدون کاربرد، زینتی، و بسیار نامانوس با “حقایقِ قرآنی”.
حال پرسش اینجاست که چرا باید کتابی را که در آن هزاران اشکال و مشکل وجود دارد مورد “خدمت” قرار داد، و “خادمانی” را برای ترویج پیام آن تربیت و تبعیه کرد، و برای تجلیل و این حرفها، آنهم از پول ملت ایران، مراسم برپاداشت؟ و اصولا چرا کسی باید “خادم“ کتابی باشد که بسیاری ازدستوراتش بر خلاف قوانین رایج و مدرن و مدنی امروزی جوامع انسانی است، که روایاتش جزء کین و ترس و وحشت و قتل و کشتار، تبعیض و دروغ و ریا و… نیست؟
چرا کسی باید “خادم” کتابی باشد که پیامبرو اصحابش بزور و ضرب شمشیر اصحاب و انصار ( فرصت طلبان راهزن) به ترویج تعالیم آن ائین مبین پرداختند، که هنوز هم بسیاری از پیروانِ کودک مغز و بیچارهء این “دین مبین” برای ترویج و اجرای تعالیم این مذهبِ “صلحدوست” با غیظ و غضب گلو پاره میکنند، و آدم میکشند؟ و اصولن “خادم” چگونه آدمیست، و “خدمت” چنین شخصی به چنان “کتابی” در برگیرنده چه مفاهیم موهومی میتواند باشد؟ شاید اگر پاسخ پرسشهائی این چنین را بیابیم آنگاه گره کور کارمان را از هم بگشائیم و خود را از بند جهالت و سستی و کاهلی برهانیم، و دست از مخالفتهای بی اساس و مغرضانه با حقایق انکار ناپذیر تاریخی برداریم و خود را رها سازیم!
بقول شازده: “یکی از رموز آزادی ، آگاهی و آشنائی ما با حقایق انکار ناپذیر قرآن است. چرا که به نظر آندسته از مردمانی که قرآن خوانی کرده اند ، این کتاب حاوی حقایق انکار ناپذیری در مورد کنه و بن دستورات آسمانیست که تربیت و تعبیه “خادم” از جمله مهمترین آنها بشمار می آید.”
آیا نباید اعتراف کرد که همه مان کم اورده ایم؟
ذره بین