هنگامیکه ولی وقیح در یک قدمی تخت جمشید باستانی، برای ملت ایران چُس ناله های “افتخارات ملی” و “مفاخر حقیقی تاریخ ملت ایران” سَر میدهد، لرزه ای بر اندام آدمی می افتد که مگو و مپرس. ولی وقیح رژیمی که از ابتدای پاگیری تا همین دَم (به یاری اسلام و اربابان وفراماسونرهای کهنه کار) همواره در جهت نابودی هویت ایرانی و تاریخ ملت ایران و آلوده کردن فرهنگ ایرانی گام برداشته، اکنون یک شبه خواب نما شده و نگران “تقویت اعتماد به نفس ایرانی“؟
ونگرانی من از اینست که این نگرانی ولی وقیح و سخنرانی فرهنگ منشانه اش در شهر شیراز، در وصف فرهنگ ایران (پیش و پس از اسلام!) کاری دست ما بدهد، کارستان. سید علی و شهر شعر- می-عشق و سخنرانی در باب فرهنگ؟!
و البته از آنجائیکه در نظر ولی وقیح موضوعات فرهنگ و مذهب ارتباطی تنگاتنگ دارند، لذا ایشان شیراز را بعنوان شهری که هم در فرهنگ و هم در “مذهب” زبانزد خاص و عام است برگزید تا بتواند در وصف “فرهنگ و مذهب” مدیحه سرائی کند. سید علی وقیح، شیرازیان گرامی را مورد خطاب قرار میدهد که “شیراز پس از مشهد و قم، سومین حرم اهل بیت است و این برجستگی و محوریت باید در << تبلیغات عمومی و رسانه ای>> انعکاس” پیدا کند تا دیگران بدانند که اگر چه شهر شیراز “شهریست فرهنگی” اما از نظر مذهبی مقامی والا دارد که این خود از معجزات اسلام و تشیع است.
ولی وقیح که از جمله اصلاح طلبانِ تندروی پیرو خط و جانشین امام روان سوخته است باورمند است که “تقویت هنر متعهد و برخورداری از جهت دیگری دینی” باعث تعالی روح و روان انسانِ مسلمان میشود، و شیرازیان اینرا بهتر از هر کس دیگری میدانند که “هنر از جلوه های زیبای خلقت است” و اگر چنانچه “با روح و جوهره دینی (مذهبی) همراه شود از برجسته ترین پدیده های عالم میشود”.
و اما با توجه باینکه تخت جمشید جم در نزدیکی شهر شیراز قرار دارد، ولی وقیح حیفش آمد که نظرات بهجت اثرش را در مورد تاریخ و فرهنگ ایران (پیش و پس از اسلام !) بازتاب ندهد. و اینگونه بود که سید علی با یک دست و یک تیر، دو نشان می زند، و فریاد بر می آورد ” انا فتحنا لک فتحن مبینا”.
باری، در باب “آثار تاریخی و فرهنگی قبل از اسلام” ولی وقیح نظرمند است که این آثار دچار برخی اشکالات شرعی هستند که کاریشان نمیشود کرد. در نظر ولی وقیح “این آثار متعلق به جباران تاریخ است و نفرت از استبداد و جباریت، اینگونه آثار را در چشم و دل انسانها از جمله متدینین، بی جاذبه میکند (!) اما از جنبه مثبت (مادی و بهره برداریهای بین المللی) نباید فراموش کرد که این آثار، به هر حال محصول سر پنجه هنرمند، ذهن خلاق، روحیه بلند نظر و << ذوق و ابتکار ایرانی>> است و این واقعیات، تخت جمشید و دیگر آثار تاریخی را در سراسر کشور، مایه افتخارات ملت ایران جزو مفاخر تاریخی این کشور قرار میدهد.”
بقول شازده : ” قابل توجه بسیجیان امام زمانی، تا اطلاع ثانوی، بدستور ولی وقیح از تخریب آثار باستانی دست بردارید. واقعاً که سید علی خواب نما شده، اما بطریقه دموکراتها! دارند بی سر و صدا وارد معاملات سیاسی جدید میشوند و حالا از تاریخ و فرهنگ ملت ایران سخن میرانند، و ژستهای فرهنگی جلوی مرقد “شاه چراغ” میگیرند. بعید هم نیست با این سرعتی که بسوی مدرنیزاسیون پیش میروند، فردا کارخانه آب انگور پاکدیس را هم آبِ تربت به سرش بریزند و عرق کشمش اسلامی بخورد مردم بدهند. بادام زمینی آمریکائی هم مزه آبجوی بسیجیان ضذ آمریکائی! و اما سخنرانی سید علی در وصف فرهنگ و تاریخ ملت ایران، نشان از نرم رفتاری این سالوسان و سیاسان کهنه کار انقلابی-اسلامی است که نگران “اتحاد اعراب و اسرائیل” شده اند و پس از پنهان کردن مقتدی الصدر خونخوار در قم به مدت دو ماه، به این نتیجه رسیدند که بهتر است دنبال شیعه گری باشند تا هر چیز دیگر”.
به نظر من اما، نگرانی سید علی برای “دنیا است که خبر ندارد << ذوق و هنر ملت ایران >> در دوران بعد از اسلام شکوفا شده” که اینهم به مدد دانشجویان متعهد و ارسالی و حقوق بگیر و در حال تحصیل در دانشگاههای خارج از ایران، پس از تحقیقات وسیع علمی و با توجه به مدارک گرد آوری شده توسط شرق شناسان مجرب، به اثبات رسیده است.
شازده ادامه میدهد: “حالا پرسش ما بیسوادان از این با سوادان اینست که اگر اسلام میتوانست معجزه کند و فرهنگ و هنر ایرانی را متبلور کند، چرا از این غلطها با دیگر فرهنگهای باستانی شرق الاوسط نکرد؟ چرا اسلام در شمال افریقا، در فلسطین، در لبنان، در سوریه، در عراق، و یا در صحرای عربستان سعودی و یا اردنِ هاشمی، باعث تبلور فرهنگ و دیگر معجزات فرهنگی نشده است؟ یعنی اگر این تازیان به ایران حمله نکرده بودند، و شمشیر اسلام را بر گلوی ایرانیان نگذارده بودند، فرهنگ ایرانی پیشرفتی نمیکرد، و درجا میزد؟ فرهنگی که قبل از اسلام آنگونه بوده، با اینهمه کثافت کاریهای مسلمانان و تازی پرستان همچنان سرپا ایستاده و هل من مبارز می طلبد و برای همین هم هست که حتی زیر شلتاقهای تازیان خونخوار نیز همواره متبلور بوده و ایران را سرپا نگاه داشته. یکی نیست به این تخم تازی بگوید ، مهمل گوئی نیز حدی دارد. مرتیکه ذوق و ابتکار ایرانی چه دخلی به آئین بادیه نشینانِ و شمشیرکشان سارق دارد؟ تو دستوراتت را اجرا کن که الان وقت دُم جنبانیدن تو و امثالهم است!”
ذره بین
می 18, 2008 at 6:57 ق.ظ
اگر اسیبی به تخت جمشید و پاسارگاد برسونن فکرکنم براستی گور خودشون رو با دست خودشون خواهند کند… امیدوارم همچین جسارتی نکنند.شرم بر حکومت اسلامی اخوندهای عرب تبار
می 20, 2008 at 5:00 ق.ظ
وینستون جان،
آخوند وظیفه ای حز آسیب و تخریب ندارد!
می 28, 2008 at 10:15 ب.ظ
دکتر مهسا جان:
بدون شک در حال اتمام PhD خود در رشته “ادبیات” هستی. و از لحن سخنت هم پیداست که بسیار غیر وابسته ای.
خوش بحال مملکتی که تو دکتر صادراتی-وارداتی اش هستی!
می 29, 2008 at 3:42 ق.ظ
امروزه از بهر جمهوری کثیف اسلامی هر ننه قمری در حال تحصیل Phd هست