منتخبی ازحکایت شرق شناسان (Orientalists) و ارادت ایشان به “شیعیانِ” مظلوم، بقلم شادروان احمد کسروی :

“… سینه زدن، زنجیر بتن کوفتن، گل برو مالیدن، خاک به سر ریختن، سر خود شکافتن، جستن و افتادن، نعره ها کشیدن و اینگونه کارها جز نشان دژخویی و بیابانگری نیست. شیعیان اینها را هنری پنداشتند و اگر در میان تماشاچیان یک یا چند تن اروپایی بودی بنام خودنمایی بیشتر کوفتندی و زدندی و بلندتر نعره ها کشیدندی. ولی راستی آنست که همین نادانیها و مانند های آن دستاویز بدست اروپاییان داده که ایرانیان و دیگر شرقیان را << نیمه وحشی>> شمارند و بزندگانی آزاد شاینده ندانند.

اروپاییان از سالها کوشیده اند که شرقیانرا در نادانیها و دژخوییهایی که میداشته اند و میدارند پایدار گردانند و از این رفتار دو نتیجه خواسته اند. یکی آنکه شرقیان در سایه همین نادانیها ناتوان و درمانده باشند و به آسانی گردن به یوغ چیرگی آنان گزارند. دیگری اینکه بهانه در دست باشد و به << نیکخواهان جهان >> که در اروپا نیز فراوانند پاسخی توانند داد.

اینکه از صد سال باز اروپاییان که به ایران و هند آمده اند داستانها از این نمایشها و نادانیهای شیعیان در کتابهاشان نوشته اند و پیکره ها برداشته بچاپ رسانیده اند، اینکه برخی از شرقشناسان به ستایشهایی از شیعیگری و از این نمایشها پرداخته اند همه از اینراه بوده است.

دو تن از این شرقشناسان… در کتابهای خود از کیش شیعی و از این نمایشهای شیعیان ستایشها نوشته اند، و اینها عنوانی بدست ملایان داده که آن دو نوشته را که بفارسی ترجمه شده در دفتری بنام << سیاست الحسینیه>> بچاپ رسانیده اند ولی ما نیک میدانیم که این شرقشناسان از کارکنان سیاسی می باشند و نوشته هاشان جز از راه فریبکاری نیست…” (بهائیگری، شیعیگری، صوفیگری،170 )

این کتاب را بخوانید، و اگرچنانچه فکر میکنید که “همه چی دان” هستید و علامه دهر، آنرا دوباره و سه باره بخوانید. در میان خطها، اسرار اسارت ما نهفته است.

ذره بین