مژده که غارتگرانِ اسلامی شهر مشهد را “شهر امام رضا” اعلام کرده اند که بقول “امام جمعه شمهد” این خودش “هدیه بزرگی است از سوی دولت ساحت مدار استان خراسان رضوی… و این نو آوری ارزشمندی است که مردم باید طعم آن را بچشند”. 

بقول شازده، “بیچاره ملت ایران که باید طعم تمام نجاستهای اسلامی را بچشد!”

باری، در خبرها آمده است که “امام جمعه مشهد” که از قرار از آن تازیرانیانِ بسیار بریده شده است(!) از اینکه شهر مشهد بشود یک چیزی در حد  اِل اِی (معروف به تهران جِلِس) و یا مونت کارلو و یا حتی همان  نیس (که هم اکنون از مراکز مورد توجه مسلمانانِ “قمارباز و خانم باز” بشمار می آید!) ، بشّدت وحشت نموده و فتوا داده که “شهر مشهد از هر گونه کنسرت های موسیقی مستثنی شود” (منظور آغا اینست که هیچ نوازنده ای ننوازد که مبادا امام رضا به رقاصی بیفتند، که آنوقت است که آبروی اسلام میرود).

بقول شازده، ” اما، بینی و بین الله، این امام رضا صیغه نان و آبداریست، چرا که دربارِ آستان قدس رضوی از کاخ باکینگهام پر درآمدتر است. حالا یک چنین درآمدی صرف چه میشود، این از آن پرسشهاست که پاسخش را تنها از ما بهتران میدانند و بس.  چون خود امام رضا که خیلی وقت پیش شربت شهادت نوشیده و جان به جان آفرینش تسلیم نموده طبعن نمیتواند ناخنکی به درآمد تولیت بزند، به جیب مشهدیهای رضامند هم دیناری نمیرود تا بگوئیم امام رضا خیرش به مشهدیها رسید، تنها میماند “تولّیت” و آغایان، که از اولادِ دخت پیامبرند و میراث خور خلفای اسلام”.

بله، از قرار، مشهدیهای مهربان “زیادی”  به- “لهو-و- لعب” مشغول بوده ، و در نتیجه  شیوه مرضیه اسلام را نادیده گرفته و هر شب پس از ادای نماز مغرب و عشاء به سینما رفته و بهنگام پخش فیلمهای ابراهیم حاتمی کیا و محسن مخملباف به شکستن تخمه های هنری پرداخته اند و پس از آن نیز در خانه های خود به نواختن نی لبک و پایکوبی مشغول گردیده اند که این یکی اصلن با اصول اسلام منافات دارد و کاریش هم نمیتوان کرد.  و “امام جمعه مشهد” هم که نماینده ولی وقیح است و از پشت امام رضا، به رگ غیرت اثنی عشریش برخورده و نطق کرده که، “شهر مشهد از هرگونه برنامه های فرهنگی هنری، انواع فیلم های اکران شده (مگر فیلم اکران نشده هم در سینماها به اکران میرسد؟!) و کنسرت های موسیقی مستثنی شود و اجرای برنامه با نظارت شورای فرهنگ عمومی استان باشد”.

این پیشنهاد در حالی پیش روی “رئیس جمهوری متّدین” گذارده شد که ایشان در صف جلوئی نمازگزارانِ مسلمان چهارزانو زده و غرق در معنویت خطبه های “امام جمعه مشهد” شده بودند.

البته اگر کمی انصاف داشته باشیم باید به این “امام جمعه” حق بدهیم که نگرانِ بی فضیلتی “پایگاهِ معنوی شهر امام رضا” باشد.  بهر حال یا جای امام رضا در مشهد است و یا جای دهل و نقاره! این که مملکت اسلامی نمیشود که صبحها زائران بروند به زیارت و شبها بروند به عیش و نوش!

بگذریم، خطیب “شهرامام رضا” پس از تصویب ثبت نام “استان خراسانِ رضوی” در حضور متشّخصانِ انجمن رضویِ دولت نهم، به تشویق رئیس جمهورِ بسیجی و “متدّین” در امر ترویج “بحث عفاف و حجاب”(دو واژه مورد مهرِ اسلامیونِ قشری و روشنفکر، و روشنفکران قشری، و جمعیت اخلاقیات مذهبی-اسلامی!) پرداخت و خاطر نشان ساخت که “دولت مکتبی در شورای عالی انقلاب فرهنگی راهکار اجرائی برای عفاف و حجاب تصویب کرد و تمام دستگاههای دولتی را موظف به اجرای آن نمود و انتظار میرود که این مصوبه بیشتر پیگیری و نظارت شود.”

و اما شازده میگوید، “بعبارتی، زنان ایرانی هنوز آنگونکه تازیرانیان میخواهند محجبه و عفیفه نیستند که این خود باعث نگرانی وارثان خلافت علی است. حکومت اسلامی میتواند و باید از یک  ضعیفه یک عفیفۀ محجبه بسازد. همانگونکه قادر است از دل یک ملت ، از مردم یک کشور، چندین “قبیله” و “قوم” ، “طایفه” و “ایل و تبار” و… بیرون بکشد. همانگونکه توانسته است مردم بیگناه و الله ترس را به سر چاهکهای متعفن بکشاند و جیب های خالی شان را در روز روشن سوراخ کند.” چی بگم، شازده ست دیگه!   
و البته با توجه به درجه تدّین رئیس جمهورِ امام زمانی و برملا شدن “صبعه ولائی دولتشان” پیشنهادِ “امام جمعه “  توقع زیادی نیست که به سختی مطالبه گردد!

 

ذره بین